شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٣٩ - (هود/ ٧٥ )
اون
اَلْآنَ:(بقره/ ٧١.)[*]
به معنى «اكنون و حالا» است، بعضى گفتهاند كه اين واژه اسم است و چون شبيه به اسم اشاره است مبنى است و الف و لام آن براى تعريف است.
صاحب مجمع البيان آن را اسم مىداند و متضمّن حرف، ولى لسان العرب به نقل از ديگران گفته است كه: الف و لام در «الآن» زايد است و يا به قولى براى تعريف است.
اصل آن «آون» بوده، پس از افتادن الف به «اون» تبديل شده، سپس واو قلب به الف شده است. اصل آن «ان لك ان تفعل» است يعنى زمانى شد كه بهجاآوردى، بعداً الف و لام بر سر فعل در آمده است. (به نقل از تبيين اللّغات لتبيان الآيات)
أوه
أَوّٰاهٌ:(هود/ ٧٥.)[**]
در اصل به معنى «كسى است كه فراوان آه مىكشد»، خواه به خاطر ترس از مسئوليتهاى خود باشد و يا مشكلات و مصائبى كه دامن مردم را گرفته است.
(اين واژه در عبادت و تضرّع نسبت به پروردگار بهكاررفتهاست و «تاوّه» دلالت بر حزن دارد و به كسى اطلاق مىشود كه با دعا و تضرّع، ترس را براى خدا ظاهر مىسازد)[***]. (ج ١٧٥/٩.)
[*]قٰالُوا اَلْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ...«(قوم موسى) گفتند: حالا مطلب حق را آوردى و حقيقت را روشن ساختى...» بقره/ ٧١.
[**]إِنَّ إِبْرٰاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوّٰاهٌ مُنِيبٌ.«چرا كه ابراهيم، بردبار و آهكننده (و دلسوز و نيز) بازگشتكننده (بهسوى خدا) بود» هود/ ٧٥.
[***] واژۀ «اوّاه» بنا به قولى، به زبان حبشى، يعنى «يقينكننده»، ولى «واسطى» معنى آن را «بسيار دعاكننده» دانسته است. «ترجمه الاتقان، سيوطى، ج ٤٧٠/٢.»