فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٩
اولِیا، همچون پدر، جد پدرِی، حاکم، وصى، قيم و عدول مؤمنان در اموال مولِی علِیه، همچون کودک و دِیـوانــه مشروط به وجود مصلحت در آن است؛ از اِین رو، براِی ولِی کودک و دِیوانه، گرو گذاشتن (← رهن) و قرض دادن مال آن دو با وجود مصلحت براِی اِیشان جاِیز است؛ چنان که در صورت مصلحت داشتن زن ِیا شوهر دادن مولّى عليه، ولِی مِیتواند اِین کار را انجام دهد (١٣) (←ازدواج).
همچنِین اسقاط حق مولّى عليه بـا وجود مصلحت در اسقاط، بر ولِی او جاِیز است (← قاعدة اسقاط حق).
حاکم شرع مِی تواند بالغ غير رشيد (دِیوانه ِیا سفِیه) و نِیز کسِی را که بعد از بلوغ، سفِیه ِیا دِیوانه شده است با وجود مصلحت، زن ِیا شوهر دهـد (← قـاعده الامام ولى من لا ولِی له)؛ چنان که تنبِیه کودک بر رفتارهاِی نادرست او با وجود مصلحت در آن، جاِیز است(٤) (← فرزند).
بِیت المال و مصلحت عموم: بخشِی از مصارف بيت المال در راستاِی مصالح عموم مسلمانان است؛ چنان که برخِی مستحقان بِیت المال، همچون اذان گوِی منصوب، قاضِی، نِیروِی انتظامِی و معلم، در راستاِی مصالح عموم خدمت مِیکنند (٥) (←ارتزاق) (← بِیت المال).
امور حِسبِی و مصلحت عموم: امور حِسبِی عبارت است از آنچه به مصالح مسلمانان ارتباط پِیدا مِیکند و شارع مقدس به اهمال و نادِیده گرفتن آنها راضِی نِیست (← امور حسبِی).
جهاد و مصلحت: ِیارِی خواهِی از کفار در جنگ، با وجود مصلحت جاِیز است(٦) (← استعانت)؛ چنان که آتش بس با وجود مصلحت، از قبِیل ناتوانِی مسلمانان و نِیاز به زمان براِی تقوِیت نِیرو و بازسازِی جبهه خودِی ِیا امِید داشتن به مسلمان شدن نِیروهاِی دشمن، جاِیز مِیباشد (٧) (← آتش بس). همچنِین امان دادن به کافر با وجود مصلحت جاِیز خواهد بود (٨) (← امان).