فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٨٩
در اِین صورت با انتفاِی وصف، حکم نِیز منتفِی مِی شود؛ در حالِی که جمله وصفِی بر انحصار علت در وصفِی که آورده شده، دلالت ندارد، مگر آنکه قراِینِی بر علِیت تام و منحصر بودن آن وجود داشته باشد. در اِین صورت جمله وصفى مفهوم خواهد داشت. (٧)
(←مفهوم ) (← مفهوم مخالف)
(١) دراسات فى علم الأصول ٢/ ٢٢١؛ محاضرات في أصول الفقه ( مسلسل ٤٦) ٤/ ١٩٩.
(٢) إرشاد العقول ٤١٨/٢.
(٣) ٤٢١؛ غاية المسوؤل / ٣٤٢.
(٤) فوائد الأصول ٢/ ٥٠١ ؛ دراسات في علم الأصول ٢/ ٢١٩ ؛ آراؤنا في أصول الفقه ١/ ٣٢٥ – ٣٢٦.
(٥) تهذِیب الأصول (امام خمِینِی) ١/ ٣٦١ – ٣٦٢ ؛ أنوار الأصول ٤١/٢ ؛ إرشاد العقول ٢/ ٤١٨ – ٤١٩.
(٦) ارشاد العقول ٢/ ٤٢٠ - ٤٢١ ؛ أصول الفقه ١/ ١١٢ - ١١٣ ؛ محاضرات في أصول الفقه (مسلسل ٤٦) ٤/ ٢٧٣.
(٧) غاية المسؤول / ٣٤٤ ؛ مجمع الافكار ٤/ ٢٤١ ؛ آراؤنا في أصول الفقه ٣٢٦/١ ؛ أصول الفقه ١/ ١١٣ ؛ حقائق الأصول ١/ ٤٧٠.
مقابله
مُقابَلَه: حِیوانِی که بخشِی از گوشش از سمت صورت برِیده و آوِیزان شده است.(١)
عنوان مقابله در رواِیتِی از پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله،(٢) در بِیان شراِیط حِیوانِی که در روز عِید قربان، قربانِی مِیشود، آمده است و به مناسبت در باب حج از آن نام برده اند.
حِیوانِی که گوش ِیا بخشِی از گوشش برِیده شده باشد، از قربانِی حج کفاِیت که شکافته نمِیکند؛(٣) لِیکن در صورتِی و آوِیزان باشد، کافِی است؛ هرچند مکروه مِی باشد. (٤)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) مجمع البحرين و لسان العرب، واژه «قبل».
(٢) وسائل الشيعة ١٤/ ١٢٦.
(٣) جواهر الكلام ١٩/ ١٤١ – ١٤٢.
(٤) المبسوط ١ / ٣٨٩ ؛ الوسيلة / ١٨٥ ؛ الجامع للشرائع / ٢١٢ ؛ جواهـر الكـلام ١٩/ ١٤٤ – ١٤٣.
مقابله به مثل ← قاعدة اعتداء
مقادِیم بدن
مَقادِیم بدن: قسمتهاِی جلو بدن.
به قسمتهاِی جلو بدن، همچون صورت، سِینه و شکم مقادِیم بدن اطلاق مِیشود. از آن به مناسبت در بابهاِی طهارت، صلات، حج و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.