فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٤١
نسب اربع به اِین معنا از اصطلاحات علم منطق است. نسبت تساوِی نسبتِی است مِیان دو مفهومِی که در تمامِی افرادشان مشترک باشند، مانند مفهوم انسان و ضاحک (خندان)؛ چه اِینکه هر انسانِی ضاحک و هر ضاحکِی انسان است.
نسبت عموم و خصوص مطلق، عبارت است از نسبت بِین دو مفهومِی که ِیکِی از آن دو بر همه آنچه مفهوم دِیگر صادق است و نِیز بر غِیر آن، صادق باشد؛ بر خلاف مفهوم دِیگر. در اِین نسبت، مفهوم نخست، اعم مطلق و مفهوم دوم اخص مطلق نامِیده مِیشود، مانند مفهوم حِیوان و انسان و معدن و نقره. در مثال نخست، حِیوان بر همه افراد انسان و نِیز غِیر انسان از حِیوانات، صادق است؛ چنان که در مثال دوم، مفهوم معدن بر تمامِی افراد نقره و غِیر نقره از معادن صادق مِیباشد؛ لِیکن عکس آن؛ ِیعنِی انسـان بـر هـمـه افـراد حِیوان و نقره بر همه افراد معدن صادق نِیست.
نسبت عموم و خصوص مِن وَجه عبارت است از نسبت بِین دو مفهومِی که در بعضِی مصادِیق با ِیکدِیگر اجتماع مِیکنند؛ لِیکن در بعض دِیگر، هر ِیک از دِیگرِی جدا مِی شود، مانند مفهوم پرنده و سِیاه که -از باب مثال- در کلاغ با هم اجتماع مِیکنند؛ لِیکن پرنده سفِید، مصداق سِیاه و لباس سِیاه، مصداق پرنده نِیست. نسبت تباِین عبارت است از نسبت مِیان دو مفهومِی که هِیچ کدام با دِیگرِی در هِیچ فردِی از افراد اجتماع نمِیکند، مانند سنگ و حِیوان.(١)
در اصول فقه از نسب اربع دِیگرِی نِیز سخن گفته شده که از اصطلاحات آن علم به شمار مِیرود و مقصود از آن، نسبتهاِی ثابت مِیان ادله لفظِی است که عبارت اند از تخصص (← تخصص)، تخصيص (← تخصِیص)، حکومت (←حکومت) و ورود (← ورود).
(١) المنطق / ٧٧ ـ ٧٩.
نسخ
نَسخ: رفع حکم شرعِی ثابت.