فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٨١
ارث: افرادِی که از ِیکدِیگر ارث مِی برند، چنانچه هم زمان آوار بر سرشان فرو رِیزد و بمِیرند و معلوم نشود کدام ِیک زودتر مرده است، همه از ِیکدِیگر ارث مِیبرند(٣) (← توارث).
(١) المبسوط ٤/ ١١٨.
(٢) الجامع للشرائع / ٤٩ ؛ جواهر الکلام ٤/ ٢٤ – ٢٥.
(٣) جواهر الکلام ٣٩/ ٣٠٦؛ کشف الرموز ٢/ ٤٧٨؛ الروضة البهية ٨/ ٢٣١-٢١٤.
مهر
مَهر: مال پرداختِی زوج به زوجه.
مهر که جمع آن «مهور» است بنابر تعرِیف برخِی عبارت است از مالِی که در پِی عقد نکاح ِیا آمِیزش از روِی شُبهه(← آمِیزش به شبهه) بر عهده مرد ثابت مِی شود. بنابر اِین، در آمِیزش نامشروع در صورت آگاهِی زن به نامشروع بودن آن، مهرِی بر عهده وطِی کننده ثابت نمِی شود؛ چنان که در آمِیزش مولا با کنِیزِی که به ملک ِیمِین مالک او شده است نِیز مهرِی بر عهده مولا ثابت نمِی گردد.(١)
در قرآن کرِیم واژه مهر و اشتقاقات آن به کار نرفته و از آن به اجور(٢) (جمع اجر)، صَدُقات(٣) (جمع صدقه)، نِحلَه(٤) و فرِیضه(٥) تعبِیر شده است.
از مهر به صداق، علائق، عليقه، عُقر و حِباء نِیز تعبِیر شده ده است. (٦)
مهرِی که در عقد ازدواج ذکر مِیشود «مهر المسمّى» و مهرِی که براِی زن بــر حسب زنان امثال او تعِیِین مِیگردد «مهر المثل» (← مهر المثل) نامِیده مِیشود.
تعبِیر دِیگر درباره مهر، «مهر السنه» است که عبارت است از پانصد درهم، معادل ارزشِی پنجاه دِینار.(٧) از احکام مهر در باب نکاح و به مناسبت در باب خمس و حج سخن گفته اند.
حکم مهر در نکاح: مهر از ارکان عقد ازدواج موقت و ذکر آن در عقد شرط صحت آن است و بدون مهر عقد باطل مِیباشد؛(٨) لِیکن در ازدواج دائم، مهر رکن عقد نِیست و ذکر آن در عقد شرط صحت نمِیباشد؛(٩) از اِین رو، چنانچه در عقد نکاح دائم مهرِی ذکر نشود، عقد صحِیح است و