فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٢٧
نذر معلق ِیا مشروط، در برابـر نـذر تبرعِی (←تبرعِی) است که به آن نذر ابتداِیِی و مطلق نِیز گفته مِی شود.(١) از احکام آن در باب نذر سخن گفته اند.
نذر معلق به نذر بِرّ (←نذر) و نذر زَجر تقسِیم شده است. وجه تماِیز آن دو اِین است که در نذر برّ، شرط، محبوب ناذر و در نذر زجر، مبغوض او است (←نذر زجر).
نذر بِرّ دو گونه است:
١. نذر شکر و آن نذرِی است که قصد نذر کننده از نذر ِیا شکر نعمتِی است که خدا به او عناِیت مِیکند و ِیا شکر دفع بلاِیِی از او. از اِین رو، شرطِی که آورده مِیشود باِید چِیزِی باشد که شاِیستگِی شکر را داشته باشد، مانند اِینکه در اوّلِی بگوِید: اگر خداوند به من فرزندِی عطا کند، براِی خدا بر من، انجام دادن فلان کار است و در دومِی بگوِید: اگر خداوند بِیمارِی ام را بهبود بخشد، براِی خدا بر من است که فلان کار را انجام دهم.
٢. نذر براِی تشوِیق و ترغِیب دِیگرِی، مانند اِینکه به فرزندش بگوِید: اگر قرآن را حفظ کنِی براِی خدا بر عهده من است که تو را به حج بفرستم.
مقابل نذر برّ، نذر زجر است، مانند اِینکه بگوِید: اگر دروغ گفتم براِی خدا بر عهده من سه روز روزه گرفتن است. هدف از اِین نوع نذر -که به آن نذر غضب و لجاج نِیز گفته مِی شود ـ تنبِیه نفس است.(٢)
احکام: آِیا در نذر معلق، ناذر مِی تواند قبل از تحقق شرط در آنچه نذر کرده است، تصرف منافِی نذر، همچون فروختن بکند ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است. (٣)
اداِی متعلّق نذر قبل از حصول شرط صحِیح نِیست و در صورت ادا، بعد از تحقق شرط باِید دوباره ادا کند. (٤)
(١) منهاج الصالحين (سيستانِی) ٣/ ٢٣٠ ؛ مهذب الأحكام ٢٢/ ٢٨٣.
(٢) مسالك الافهام ١١/ ٣١٣-٣١٥ ؛ منهاج الصالحين (سِیستانِی) ٣/ ٢٣٠ ؛ كلمة التقوى ٦/ ٤٢٣ – ٤٢٤.
(٣) غاية الآمال ٣/ ٣٨٦.
(٤) مهذب الأحكام ٢٢/ ٣١٣.
نذر معِین ← نذر موقت
نذر مقِید
نذر مُقيَّد: از اقسام نذر.