فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٨٥
در اِینکه ملاک، قِیمت زمان تلف عـين است ِیا بالاترِین قِیمت از زمان عقد تا زمان تلف و ِیا در صورت مطالبه زوجه و خوددارِی زوج از تحوِیل بدون عذر، بالاترِین قِیمت از زمان مطالبه تا زمان تلف، مسئله اختلافِی است. (٣٧)
معِیوب بودن مهر: اگر در مهرِی که عِین معِین است، عِیبِی ِیافت شود، و پِیداِیِی آن قبل از عقد و زوجه بِی اطلاع از آن باشد، مِی تواند آن را به زوج برگرداند و قِیمتش را از وِی مطالبه کند ِیا آن را بگِیرد و ارش (مابه التفاوت قِیمت سالم و معِیوب) آن را درِیافت نماِید. (٣٨) برخِی گفته اند: تنها مِیتواند مهر را به زوج بازگرداند و بدل آن؛ اعم از مثل و قِیمت آن را مطالبه کند. (٣٩)
اگر عِیب پس از عقد پِیدا شود، آِیا حکم آن همانند صورت پِیشِین است ِیا زن مِی تواند تنها عِین مهر را بگِیرد و ارش آن را مطالبه کند؟ مسئله اختلافِی و قول دوم مشهور است. (٤٠) از برخِی قول اول نقل شده است. (٤١)
حکم مهر در عقد فاسد ِیا در صورت فسخ عقد: در موارد حکم به بطلان عقد نکاح، در فرض عدم آمِیزش، مهرِی به زوجه تعلق نمِیگِیرد؛ لِیکن در فرض وقوع آمِیزش و عدم تعِیِین مهر، آِیا مهر المثل ثابت مِیشود ِیا مهر المسماِی تعِیِین شده در عقد؟ مسئله محل اختلاف است. در موارد حکم به صحت عقد و فسخ آن بر اثر پِیداِیِی عِیبِی در زوج ِیا زوجه، چنانچه فسخ عقد، پس از آمِیزش باشد و منشأ آن، تدلِیس(← تدلِیس) و فرِیبکارِی زوجه نباشد، مهر المسمى ثابت مِیشود؛ خواه منشأ فسخ، عـيـب پدِیدار شده قبل از آمِیزش باشد ِیا بعد از آن.(٤٢) برخِی گفته اند: اگر منشأ فسخ عقد، عِیب سابق بر آمِیزش باشد، مهر المثل ثابت مِیگردد؛ خواه پِیداِیِی عِیب قبل از عقد باشد ِیا بعد از آن.(٤٣)
در عقد موقت، در صورت بطلان عقد، چنانچه آمِیزش صورت گرفته باشد، اختلاف است که براِی زوجه در فرض جهل به بطلان عقد، آِیا مهر المسمِی ثابت مِی شود، چنان که جمعِی بدان قائل شده اند؛ (٤٤)