فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٥٦
مَغبون ← خِیار غَبن
مغتاب
مُغتاب: غِیبت کننده / غِیبت شونده.
مغتاب از اغتِیاب، باب افتعال و در اصل مُغتِیب بوده است که ِیاِی آن در اسم فاعل مکسور و در اسم مفعول مفتوح مِیباشد؛ لِیکن پس از قلب ِیـا بـه الف، صيغه اسم فاعل و اسم مفعول آن؛ هر دو مغتاب مِیشود. اسم فاعل به معناِی غِیبت کننده و اسم مفعول به معناِی غِیبت شونده خواهد بود که مقصود از آن در جمله، با استفاده از قراِین فهمِیده مِیشود(١) (←غِیبت).
(١) مقامع الفضل ١/ ١٩٥؛ ينابيع الأحكام ٥/ ٢٨٥ ؛ صراط النجاة ٥/ ٢٣٢.
مغرب
مغرب: بخشِی از آفرِیقا؛ شامل تونس، الجزائر، مراکش، حبشه، سودان و غِیر آن / غروب (←غروب).
از مغرب به معناِی نخست به مناسبت در باب صلات و حج سخن گفته اند.
قبله اهل مغرب: براِی کسِی که تحصِیل علم به قبله براِیش ممکن نِیست، راههاِیِی ذکر شده که موجب ظن به قبله مِی شود. از جمله اِین راهها براِی اهل مغرب، قرار دادن ستاره ثرِیا (←ثرِیا) بر طرف راست ِیا ستاره عِیوق (← عِیوق) بر طرف چپ و ِیا ستاره جُدِی (←جُدَِی) بر روِی گونه چپ است که با قرار دادن آن، رويِ شخص در جهت قبله قرار مِیگِیرد. برخِی تصرِیح کرده اند مقصود از اهل مغرب در اِین باب همه نِیستند؛ بلکه مناطقِی همچون حبشه (اتِیوپِی) و نوبه (سودان) مِیباشد.(١)
مِیقات اهل مغرب: از واجبات عمره، بستن احرام از ِیکِی از مِیقاتهاِی ششگانه است که در راه مناطق مختلف قرار مسِیر دارند (←مِیقات) جحفه (←جحفه) مِیقات اهالِی شام، مصر و مغرب است. (٢)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) روض الجنان ٢/ ٥٣٧ - ٥٣٨ ؛ المقاصد العلية / ٢٠٠ - ٢٠١ ؛ الروضة البهية ١/ ٥١٣ – ٥١٤.
(٢) جواهر الکلام ١٨/ ١١٣ ؛ مفاتيح الشرائع ١/ ٣١٠؛ كشف اللثام ٥/ ٢١٥.