فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٥٨
(٥) منتهى المطلب ٢٠٩/٣ ؛ العروة الوثقِی ١/ ١٢٤.
(٦) نهاية الإحكام ١/ ٢٧١.
(٧) کشف اللثام ٤٠٦/١؛ العروة الوثقِی ١/ ١٢٤.
ناقبه
ناقِبَه: نوعِی جراحت
ناقبه جراحتِی است که در گوشت ِیا استخوان و ِیا هر دو فرورود؛ به گونه اِی که درون آن دِیده شود؛ بدِین معنا که بر اثر جراحت شکاف اِیجاد گردد. تفاوت آن با نافذه (← نافذه) خروج جراحت از سمت دِیگر در نافذه و عدم خروج آن در ناقبه است.(١) ناقبه در سر «مأمومه» نامِیده مِی شود(← آمّه). از آن به مناسبت در باب دِیات سخن گفته اند.
دِیه ناقبه گونه (←گونه) صد دِینار و ناقبه استخوانِ ترقوه (← ترقوه)، دوش، کف دست، آرنج، بازو، ران، زانو، قدم، بند انگشت شصت، مفصلِی که در آن ناخن انگشتِ شصت دست قرار دارد و نِیز هر مفصلِی از چهار انگشت دِیگر دست که متصل به کف دست است، ِیک چهارم دِیه شکستن استخوان آن عضو است. همچنِین دِیه ناقبه قصبه و مفصل انگشت شصت ِیا همانند قصبه انگشت شصت دست مِیباشد. (٢)
(← استخوان) (← جراحت)
(١) مجمع البحرين، واژه «نقب»؛ روضة المتقين ١٠/ ٢٤٦ و ٢٥٩ ؛ مرآة العقول ٢٤/ ١٣٧ ؛ تنقِیح مبانِی الأحكام (الديات)/ ٢١٧.
(٢) الجامع للشرائع / ٦١١ - ٦٢٢ ؛ مبانِی تكملة المنهاج ٢/ ٣٢٩ و ٣٣٩.
ناقد
ناقِد: کارشناس درهم و دِینار.
ناقد کسِی را گوِیند که خالص و سره بودن درهم و دِینار را از ناخالص و ناسره بودن آن دو باز شناسد و در اِین زمِینه صاحب نظر باشد.(١) از آن به مناسبت در باب تجارت سخن گفته اند.
در دوره اِی که پول فلزِی؛ ِیعنِی طلا و نقره (دِینار و درهم) در بازار رواج داشته و به لحاظ خلوص و عدم خلوص و نِیز معِیوب ِیا صحِیح بودن تفاوت داشته ارزش آن نِیز به تبع متفاوت بوده است، در داد و ستدهاِیِی که دِینار و درهم بـه عنوان بهاِی کالا پرداخت مِیشد، نِیاز به ناقد بود تا سره را از ناسره تشخِیص دهد و از اِین بابت زِیانِی متوجه فروشنده نشود.