فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٧٥
در اِین مطلب بحثِی نِیست. محل بحث، ادوات و هِیئتهاِیِی است که گفته مِیشود بر حصر دلالت دارند(١) که
عبارت اند از:
الف. الاّى استثنا: به قول مشهور، جمله مشتمل بر الاّى استثنا مفهوم دارد (٢) (← مفهوم استثنا).
ب. انّما: بسِیارِی واژه «انما» را همچون الاّي استثنا، از ادوات حصر دانسته اند.(٣) در مقابل، برخِی آن را از ادوات حصر به شمار نِیاورده و گفته اند: «انما» بر حصر دلالت ندارد. (٤)
برخِی گفته اند: واژه «انما» گاهِی در حصر صفت در موصوف به کار مِیرود، مانند «إنّما الفقيه زيد؛ فقِیه فقط زِید است» و گاهِی در حصر موصوف در صفت، مانند «إنّما زيد عالم؛ زِید فقط عالم است». کارکرد دوم از باب مجاز و مبالغه است و مفهوم ندارد؛ زِیرا زِید جز عالم بودن، صفاتِی دِیگر نِیز دارد؛ لِیکن گوِینده در مقام مبالغه، آنها را نادِیده گرفته و صفت او را در عالم بودن منحصر کرده است. اِین نوع حصر، حصر ادعاِیِی در مقام مبالغه است؛ اما کارکرد نخست حصر، که غالب کارکرد «انما» است، مفهوم دارد. البته گاه اِین قسم نِیز در مبالغه به کار مِیرود که در اِین صورت بر حصر دلالت ندارد.
بنابر اِین، واژه «انما» در همه موارد، جز مورد حصر موصوف در صفت، دلالت بر حضر مِیکند و داراِی مفهوم است؛ خواه اِین واژه در حصر حکم در موضوعِی معِین به کار رود ِیا در حصر صفت در موصوفِی معِین. در اِین صورت، به ملازمه بِین، بر منتفِی شدن سنخ حکم ِیا صفت از غِیر آن موضوع ِیا موصوف دلالت دارد.(٥)
بنابر قول به دلالت كلمه «إنما» بر حصر، در اِینکه اِین دلالت، به منطوق -از جهت وضع کلمه «إنما» براِی اِین معنا ـ است ِیا به مفهوم، مسئله اختلافِی است. بنابر قول نخست، دلالت بر هر ِیک از حصر (اختصاص حکم به مورد حصر) و اثبات حكم مخالف براِی غـِیـر مـورد حصر به دلالت لفظِی تضمنِی -و نه التزامِی است ـ و از موضوع بحث خارج خواهد بود. (٦)