فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣١١
منجنِیق
مَنجِنِیق: ابزارِی چوبِی براِی پرتاب گلوله هاِی آتش و سنگهاِی بزرگ به سوِی دشمن.(١)
از آن به مناسبت در بابهاِی جهاد و دِیات سخن گفته اند.
جهاد: کشتن کفار با منجنِیق و هـر وسِیله دِیگر جاِیز است؛(٢) لِیکن استفاده از آن در جنگ با باغِیان (←باغِی) جز در موارد ضرور، همچون مقابله به مثل ِیا افتادن در محاصره دشمن، جاِیز نِیست.(٣)
دِیات: اگر سنگِی که توسط چند نفر از منجنِیق پرتاب شده، برگردد و به ِیکِی از پرتاب کنندگان اصابت کند و او را بکشد، سهم مقتول از دِیه به جهت مشارکت او در کشتن خود، به نسبت از مقدار دِیه، کم مِیشود و باقِی مانده دِیه بر عهده عاقله دِیگر پرتاب کنندگان است (←عاقله). بنابر اِین، اگر پرتاب کنندگان ده نفر باشند و ِیکِی از آنان به سبب اصابت سنگ کشته شود، ِیک دهم از دِیه کم مِیشود و نه دهم دِیگر بر عهده عاقله آن نُه نفر خواهد بود. اگر با پرتاب سنگ از منجنِیقِی، کسِی غِیر از پرتاب کنندگان کشته شود، در صورتِی که اصابت سنگ به او از روِی خطا و اشتباه و بدون قصد باشد، دِیه او بر عهده عاقله پرتاب کنندگان خواهد بود؛ اما اگر از روِی عمد و قصد باشد، قتل عمد به شمار مِی رود و قصاص ثابت مِیشود (٤) (←قتل). گذارنده سنگ در منجنِیق و گِیرنده چوب آن و دِیگر کسانِی که نقش مستقِیم در کشِیدن و پرتاب کردن نداشته اند، ضامن نِیستند؛ هرچند پرتاب کننده را در مقدمات کمک کرده باشند. (٥)
(١) فرهنگ بزرگ سخن واژه «منجنيق».
(٢) النهاية / ٢٩٣ ؛ تحرير الأحكام ٢/ ١٤٢ ؛ جواهر الکلام ٢١/ ٦٥ – ٧٠.
(٣) المبسوط ٧/ ٢٧٥ ؛ تذكرة الفقهاء ٩/ ٤١٦.
(٤) المبسوط ٧/ ١٦٦ - ١٦٧ ؛ المهذب ٢/ ٤٩١.
(٥) قواعد الأحکام ٣/ ٦٦٤.
من حازَ مَلَک ← قاعده حِیازت
منحر
مَنحَر: قربانگاه حج و عمره (←قربانِی)/ موضع نحر در شتر (←نحر)؛ گودِی زِیر گلو (←لَبَّه).