فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٢١
برخِی از سر گرفتن را واجب دانسته اند. (٤٩) در مقابل، برخِی قائل به عدم وجوب آن شده اند. (٥٠) در هر دو صورت قضا و کفاره واجب است.
چنانچه روزه نگرفتن از روِی عذر، همچون بِیمارِی، حِیض و نفاس و سفر ضرورِی باشد، از سر گرفتن روزه واجب نِیست؛ بلکه از همان جا که قطع شده است، ادامه مِیدهد، هرچند شرط تتابع کرده باشد؛ چنان که کفاره نِیز واجب نمِیشود؛ لِیکن وجوب قضاِی روزه هاِی نگرفته، محل اختلاف است. (٥١)
انحلال نذر: بنابر مشهور، مخالفت عمدِی با نذر موجب انحلال آن مِیشود و پس از انحلال، مخالفت با نذر حـرام نخواهد بود؛ از اِین رو، در نذر مطلق و نِیز موقت با بقاِی وقت آن، مخالفت مجدد با نذر موجب تکرار کفاره نمِیشود و کفاره تنها با مخالفت عمدِی بار نخست واجب مِیشود؛ لِیکن بنابر قول به عدم انحلال و بقاِی نذر، با هر بار مخالفت کردن، کفاره واجب مِیشود. (٥٢)
اگر مخالفت با نذر از روِی فراموشِی، اکراه، جهل و ِیا اضطرار باشد، به تصرِیح بسِیارِی، نذر به سبب آن منحل نمِی شود و وفا به آن تا پاِیان وقت در نذر موقت و تا پاِیان عمر در نذر مطلق، واجب خواهد بود. (٥٣)
مرگ نذر کننده: اگر مکلفِی حج ِیا عمره و ِیا عبادتِی دِیگر را به گونه مشروط نذر کند، مانند اِینکه بگوِید: «اللهِ عَلَى حِج البَيتِ إِنْ شَقَ اللهُ فُلاناً مِن مَرَضِهِ» و قبل از تحقق شرط بمِیرد، نذر باطل مِیشود و به جا آوردن عبادت نذر شده از طرف او، بر ورثه واجب نِیست؛ هرچند پس از مرگ نذر کننده، شرط محقق شود.(٥٤)
چنانچه متعلّق نذر مال باشد، مانند آنکه نذر کند مالِی را به عنوان صدقه به شخصِی بدهد و ناذر پس از تحقق شرط و قبل از وفا به آن بمِیرد و ِیا نذر تبرعِی باشد، از اصل ترکه برداشته و به منذورله داده مِیشود(٥٥) و اگر منذورله قبل از درِیافت مال بمِیرد، آِیا لازم است مال به ورثه او داده شود ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است.