فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٧٦
ج. بل: بل به لحاظ کاربرد آن داراِی سه معنا است:
١. دلالت بر اِینکه آنچه قبل از «بل» آورده شده، از روِی غفلت ِیا سبق لسان (اشتباه لفظِی) بوده است، مانند آنکه کسِی از روِی غفلت ِیا سبق لسان خبر دهد: «جاء زيد»؛ سپس بگوِید: «بَل جاءَ خالد».
٢. دلالت بر اِینکه آنچه پس از «بل» آمده از روِی تأکِید و ترقِی مِیباشد، مانند اِینکه بگوِید: «زيد فاضل بَل مُجتهد».
٣. دلالت بر ابطال ماقبل خود مِیکند، مانند قول خداِی تعالى (وقالوا اتخذ الرَّحمنُ وَلَداً سُبحانَهُ بَل عِبادُ مُكرَمُون)؛(٧) و (مشرکان) گفتند: (خداِی) رحمان فرشتگان را فرزند خود گرفته است. منزه است او. (فرشتگان فرزند خدا نِیستند) بلکه بندگانِی گرامِی و ارجمنداند». «بل» در اِین آِیه شرِیفه، گفته مشرکان را ابطال و نفِی مِی کند.
«بل» در دو کاربرد نخست، مفهوم ندارد؛ لِیکن در کاربرد سوم داراِی مفهوم است و دلالت بر حصر مِی کند؛(٨) لِیکن برخِی دلالت «بل» به معناِی سوم بر حصر را به قرِینه مقام دانسته اند نه به وضع کلمه «بل» براِی حصر ِیا به قرِینه عام.(٩) بنابر اِین، «بل» از ادوات حصر به شمار نمِی رود و به خودِی خود بر حصر دلالت نمِی کند.
د. بعض هِیئتهاِی جمله از اسباب حصر شمرده شده اند، مانند اِین هِیئتها: تقدِیم آنچه حق آن تأخِیر است، همچون مقدم کردن مفعول بر فعل در مثل (اِیاک نَعبُدُ و ايَّاكَ نَستَعين)؛ تعريف مسنداليه عام و کلِی (مبتدا) به لام جنس ِیا استغراق و اخص قرار دادن خبر آن، مانند «الانسان زيد و الشجاع على»؛ آوردن ضمير ميان
مسندالِیه و مسند، مانند «زيد هو القائم» و تعرِیف مسند به لام، مانند «زيد الأمير». البته در اِینکه حصر در موارد ِیاد شده از قراِین خاص فهمِیده مِیشود ِیا از جهت وضع اِین نوع هِیئتها براِی حصر، اختلاف مِی باشد. (١٠)
(← مفهوم) (← مفهوم مخالف)
(١) أصول الفقه ١/ ١١٧ ؛ تسديد الأصول ١/ ٤٩٣.
(٢) عناية الأصول ٢/ ٢١٨ ؛ تهذيب الأصول (امام خمِینِی) ٣٦٦/١.
(٣) قوانين الأصول ١/ ٤٢٥؛ كفاية الأصول/ ٢١١ ؛ الأصول (مباحث الالفاظ) ١/ ٤٣٤ ؛