فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٠٦
دستمزد مِیراب از مئونه شمرده شده است (←زکات)؛ لِیکن برخِی تفصِیل داده و گفته اند: چنانچه متعارف محل، پرداخت دستمزد مِیراب از محصول به دست آمده باشد، پس از پرداخت و کسر آن، در صورت رسِیدن باقِی محصول به حدّ نصاب، زکات به آن تعلق مِیگِیرد؛ اما اگر متعارف، پرداخت پول به مِیراب به عنوان دستمزد باشد، بنابر احتِیاط لازم، نصاب بدون کسر دستمزد ملاحظه مِیشود.(١)
(١) جواهر الكلام ١٥/ ٢٣٣ ؛ استفتائات (بهجت) ٢/ ٤٧١؛ مجمع المسائل ٤١٢/١.
مِیراث ← ارث
مِیراث غِیر محتسب
مِیراث غِیر مُحتَسَب: ارث غِیر منتظره بر حسب عادت.
مقصود از مِیراث غير محتسب، ارث بردن از مِیّتِی است که انتظار ارث بردن از وِی نمِی رود، مانند آنکه مِیت از بستگان دور وارث باشد؛ به گونه اِی که بر حسب قانون شرع، ارث بردن وِی از مِیت ِیاد شده بعِید باشد؛ زِیرا وارث از طبقه سوم ارث بران به شمار مِی رفته که بر حسب عادت فقدان ارث بران طبقه اول و دوم و رسِیدن نوبت به وارثِی از طبقه سوم بعِید است؛ بوِیژه در فرضِی که مورث (مِیت) ساکن شهرِی دِیگر باشد و وارث طبقه سوم او را نشناسد و از وجود او بِی اطلاع باشد. مقابل آن، مِیراث محتسب است؛ مِیراثِی که از ناحِیه مِیتِی به انسان مِیرسد که ارث بردن از او براِیش شرعا غير منتظره و بعِید نبوده است، مانند ارث از پدر، مادر، فرزند و همسر. از آن به مناسبت در باب خمس نام برده اند.
در وجوب خمس مِیراثِی که به انسان مِی رسد اختلاف است. قول به عدم وجوب منسوب به مشهور است.(١) برخِی مِیان ارث محتسب و غِیر محتسب تفصِیل داده، در اول، پرداخت خمس را واجب ندانسته و در دوم، واجب دانسته و ِیا احتِیاط را در پرداخت آن دانسته اند. (٢)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) مستند الشيعة ١٠/ ٥٢ ؛ كتاب الخمس (شيخ انصارِی) ١٩١ ؛ جواهر الکلام ١٦/ ٥٦.
(٢) العروة الوثقى ٤/ ٢٧٦ - ٢٧٧ ؛ موسوعة الخوئِی ٢٥/ ٢١٦ ؛ جامع المسائل (بهجت) ٢/ ١٥٢.