فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣١٠
برخِی دِیگر گفته اند: ملاک بِیمارِی خطرناکِی است که غالبا سبب مرگ مِی شود.(٢) از احکام عنوان ِیاد شده در بابهاِی حجر و وصِیت سخن گفته اند.
اموالِی که خروج آنها از ملک، منوط بر مرگ مالک آنها است و وصِیت نامِیده مِی شود، از ثلث مال ميت خارج مِیشوند، نه از اصل مال. از بعضِی قدما خروج از اصل مال نقل شده است. (٣)
منجزات مرِیض، در صورت تبرعِی و راِیگان نبودن، مانند فروختن به قِیمت متعارف، نافذ از اصل مال است؛ اما در صورت تبرعِی بودن، مانند وقف کردن، بخشِیدن، آزاد کردن و فروختن به کمتر ِیا خرِیدن به بِیشتر از قِیمت متعارف، آِیا اِین گونه منجزات، نافذ از اصل مال است ِیا از ثلث؟ مسئله محل اختلاف است. قول نخست به مشهور قدما و قول دوم به مشهور متأخران نسبت داده شده است. در کلام برخِی بر قول اول ادعاِی اجماع شده است. (٤)
البته چنانچه بِیمار پس از تبرع بهبود ِیابد و پس از آن بمِیرد، بدون هِیچ اختلافِی، آنچه تبرع شده از اصل مال خواهد بود نه از ثلث.(٥)
کسِی که در بِیمارِی منجر به فوت تبرعاتِی داشته و پِیش از بِیمارِی ِیا در دوران بِیمارِی وصاِیاِیِی نِیز داشته است، پس از مرگش ابتدا منجزات او از ثلث -بنابر قول به خروج آن از ثلث ـ محاسبه و نسبت به باقِی مانده به وصِیت عـمل مِی شود. (٦)
(١) مرآة العقول ٢٣/ ١٤ ؛ القواعد الفقهية (بجنوردي) ٦/ ٣٧٣ – ٣٧٤.
(٢) جواهر الکلام ٢٦/ ٧٤؛ ٢٨/ ٤٦١ - ٤٦٥ ؛ القواعد الفقهية (بجنوردِی) ٦/ ٣٧٨.
(٣) الإنتصار / ٤٥٦ ؛ النهاية / ٦٠٨ ؛ مختلف الشيعة ٦/ ٣٩٣ ؛ جواهر الکلام ٢٨/ ٢٨١.
(٤) مسالک الافهام ٦/ ٣٠٤ - ٣٠٥ ؛ الحدائق الناضرة ٢٢/ ٥٩٨ - ٥٩٩ ؛ مفتاح الكرامة ١٢/ ٥٢٢- ٥٢٤.
(٥) تلخيص المرام / ١٥٨ ؛ الدروس الشرعية ٢/ ٣٠٢.
(٦) تلخِیص المرام / ١٥٨ ؛ المقتصر / ٢٢١.
مُنَجَّس ← نجس
مُنَجِّس ← نجس
منجّم
مُنَجِّم: ستاره شناس؛ داناِی علم نجوم (←نجوم؛ علم)، (← تنجِیم).