فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٩٠
(٦١) المختصر النافع ١/ ١٨٧ ؛ تحرير الأحكام ٣/ ٥٣٦ ؛ اللمعة الدمشقية / ١٧٣ ؛ مسالك الافهام ٨/ ١٢٩ ؛ جواهر الکلام ٣٠/ ٣٤٦.
(٦٢) استفتائات امام (خمِینِی) ٣/ ١٨٣ ؛ استفتائات جدِید (تبرِیزِی) ٢ / ٣٣٧.
(٦٣) استفتائات جدِید (مکارم) ١/ ١٩١.
(٦٤) استفتائات (بهجت) ٣/ ٢٧٩ – ٢٨٠.
(٦٥) العروة الوثقِی ٤/ ٢٧٧.
(٦٦) مناسک حج (مراجع)/ ٤٦.
(٦٧) جواهر الکلام ٣١/ ١٢٥.
(٦٨) تحرِیر الأحكام ٣/ ٥٧٧-٥٧٨؛ مسالك الافهام ٨/ ٢٦٩.
(٦٩) جواهر الکلام ٣١/ ١١٦.
مهر
مُهر: قطعه گل خشک که هنگام سجده پِیشانِی بر آن گذارند / ابزارِی فلزِی، چوبِی، پلاستِیکِی و مانند آن که نشانه، عنوان ِیا نامِی بر آن حک شده باشد.
مهر به معناِی نخست در باب صلات آمده است.
سجده بر زمِین و آنچه از زمِین مِیروِید و خوردنِی و پوشِیدنِی نِیست، صحِیح است؛ از اِین رو، سجده بر مهرِی که از خاک ِیا سنگ درست شده صحِیح مِیباشد و بهتر است بدون نقش و نوشته باشد(١) (← سجده).
از مهر به معناِی دوم به مناسبت در بابهاِی وصِیت، قضاء و شهادات سخن گفته اند.
وجود مهر و امضا پاِی سند و نوشته اِی از نظر عرف، نشانه انتساب آن سند و نوشته به صاحب مهر و امضا است؛ لِیکن از نظر شرع اعتبار آن منوط به اِین است که انتساب آن به صاحب مهر و امضا با قراِین و شواهد معلوم باشد و احتمال جعل و تزوِیر در آن نرود.(٢)
چنانچه ورثه، نوشته اِی با امضا ِیا مهر مِیت ببِینند، در صورتِی که مقصود او را بفهمند و معلوم باشد که به عنوان وصِیت نامه نوشته است، باِید بر اساس آن عمل کنند. (٣)
قاضِی نمِیتواند با استناد به امضا ِیا مهر کسِی ِیا سندِی، حکم صادر کند، مگر آنکه با قراِین و شواهدِی براِیش علم حاصل شود. (٤)
کسِی با استناد به نوشته و مهر و امضاِی خود، بدون آنکه وقوع آنچه را نوشته ِیا مهر و امضا کرده، به ِیاد داشته باشد، نمِی تواند شهادت بدهد،(٥) مگر آنکه فرد عادلِی بر مضمون و مفاد آن نزد قاضِی شهادت دهد.