فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٠٤
نجوم؛ علم
نجوم؛ علم دانش اختر شناسِی.
نجوم، جمع نجم، به معناِی ستاره است. دانش نجوم، دانشِی است که در آن، حرکات و حالات ستارگان با ِیکدِیگر و نِیز اثرات آنها بر روِی زمِین بِیان مِیشود.(١) برخِی آن را به دانش شناساِیِی بخشِی از جهان هستِی که در وراِی جو قرار دارد و بررسِی قوانِین فِیزِیکِی مربوط به آن، تعرِیف کرده اند.(٢) از آن به مناسبت در باب تجارت سخن گفته اند.
ِیاد دادن و ِیاد گرفتن علم نجوم: در رواِیات از علم نجوم، هم نکوهش و هم ستاِیش شده است. مضمون برخِی رواِیات اِین است که علم نجوم علمِی است که منافعش اندک و زِیانهاِیش بسِیار است، و مفاد بعضِی دِیگر، چنِین است که اندک آن نفعِی نمِیبخشد و زِیاد آن درک نمِیشود؛ چنان که در رواِیتِی از رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله، از نظر و (اندِیشه) کردن در ستارگان نهِی شده است.(٣)
در مقابل، در بعضِی دِیگر از رواِیات آمده است: دانش نجوم از دانشهاِی انبِیا است که خداوند اِیشان را به آن اختصاص داده است. اهل بِیت علِیهم السّلام نِیز عالم به آن هستند و نظر کردن دِیگران در ستارگان روا شمرده شده است. (٤)
در رواِیتِی آمده است: «حضرت ادرِیس علِیه السّلام نخستِین کسِی است که درباره ستارگان سخن گفته است». (٥)
به سبب اختلاف رواِیات، در حرمت ِیاد دادن و ِیاد گرفتن علم نجوم نِیز اختلاف شده است. برخِی آن را از علوم جاِیز و مباح شمرده و تعلِیم و تعلم و نظر در آن و عمل به آن را جاِیز دانسته و گفته اند: حرکات، اوضاع و حالات ستارگان، بــر حوادثِی دلالت دارند که در زمِین پدِید مِی آِیند؛ لِیکن خداوند مِی تواند آن حوادث را به سبب صدقه دادن، دعا کردن و مانند آن از دِیگر اسباب، تغِیِیر دهد. البته اعتقاد به مؤثر بودن اِین حرکات و اوضاع؛ چه به نحو استقلال و ِیا مشارکت با خدا در تأثِیر گذارِی، حرام، بلکه کفر است و رواِیات نکوهش کننده ناظر به اِین اعتقاد است. (٦)