فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٠٩
در جنگ با کفار، چنانچه نِیروِیِی از آنان قبل از پاِیان جنگ اسِیر گردد، کشته مِی شود؛ لِیکن اگر پس از خاموش شدن آتش جنگ اسِیر شود، امام علِیه السلام مِیتواند بر او منت گذارد و بدون درِیافت عوضِی آزادش کند و مِیتواند او را به بردگِی بگِیرد ِیا در ازاِی آزادِی اش مطالبه عوض کند. (١٤)
(١) آل عمران ١٦٤.
(٢) لسان العرب، المفردات (راغب) و مجمع البحرين، واژه «منن».
(٣) محمد / ٤.
(٤) المبسوط ١/ ٣١؛ منتهى المطلب ٣/ ١٦ ؛ مدارک الأحكام ٢/ ١٩٠؛ الحدائق الناضرة ٢٧٣/٤ ؛ غنائم الايام ١/ ٣٢٦.
(٥) تحرير الأحكام ١/ ١٤١ ؛ النهاية ١/ ١٨٥ ؛ الدروس الشرعية ١/ ١٣١ ؛ روض الجنان ١/ ٣١٩.
(٦) الحدائق الناضرة ٤/ ٢٧٣-٢٧٤.
(٧) تذكرة الفقهاء ٢/ ١٦٥.
(٨) تبصرة الفقهاء ٢/ ٢٦٨ ؛ جواهر الکلام ٥/ ١٠١ ؛ مصباح الهدِی ٧/ ١٧٠-١٧١.
(٩) جواهر الکلام ١١/ ٩٣.
(١٠) بقره / ٢٦٤.
(١١) وسائل الشيعة ٩/ ٤٥٢ ؛ منتهى المطلب ٨/ ٥٠٧- ٥٠٨.
(١٢) لوامع صاحبقرانِی ٢/ ٥٠٨.
(١٣) جواهر الکلام ١٧/ ٢٦١ ، ٢٦٥ و ٢٦٩.
(١٤) الخلاف ٤/ ١٩١ ؛ تذكرة الفقهاء ٩/ ١٥٤ - ١٥٥.
مُنتَمِصَه ← نامصه
مُنَجَّز ← تَنجيز
منجزات مرِیض
مُنَجَّزات مرِیض: تبرعات مرِیض در بِیمارِی منجر به فوت.
منجّزات، جمع منجَّز، مقابل مُعَلَّق، به معناِی هر چِیزِی است که مشروط و معلّق به چِیزِی دِیگر نباشد و مقصود از آن در اِین عنوان، اموالِی است که شخص مرِیض در بِیمارِی منجر به فوتش، از طرِیق فروختن، مصالحه کردن، وقف، بخشِیدن، آزاد کردن و مانند آنها از ملک خود خارج مِیکند و چون آنها را به مرگ خود مشروط و معلق نمِیکند، به آنها منجزات مرِیض اطلاق مِیشود. مقابل آن، اموالِی است که خروج آنها از ملک مالک، بــر مرگ او تعلِیق شده است؛ چنان که در وصِیت اِین گونه است. بر اِین گونه اموال، منجزات صدق نمِی کند.(١)
در مقصود از بِیمارِی منجر به فوت اختلاف است. برخِی گفته اند: ملاک تشخِیص عرف است؛ ِیعنِی هر نوع بِیمارِی اِی که عرف آن را منجر به فوت بداند. برخِی گفته اند: مراد هر نوع بِیمارِی اِی است که به مرگ منتهِی شود.