فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٩١
در اِین صورت، جمعِی شهادت دادن صاحب مهر و نوشته را جاِیز دانسته اند؛ هر چند اصل رخداد را به ِیاد نداشته باشد.(٦) برخِی ثقه و مورد اطمِینان بودن مدعِی را نِیز بدان افزوده اند؛(٧) لِیکن بسِیارِی شهادت دادن صاحب نوشته و مهر را تنها در صورت حصول علم و ِیادآورِی به آنچه نوشته و مهر کرده، جاِیز دانسته اند. (٨)
(١) مجمع المسائل ١/ ١٧٥ ؛ جامع المسائل (فاضل) ١/ ١٠٢.
(٢) مجمع المسائل ٣/ ١٤١؛ تحرِیرالوسيلة ٢/ ٩٤.
(٣) توضِیح المسائل مـراجـع ٢/ ٦٧٢.
(٤) استفتائات (امام خمِینِی) ٣/ ٧٤ - ٧٥ و ٣٩٢ ؛ مجمع المسائل ٣/ ١٤١.
(٥) مستند الشيعة ١٨/ ٣٤٧.
(٦) المقنعة / ٧٢٨ ؛ النهاية / ٣٢٩ - ٣٣٠ ؛ المهذب ٢/ ٥٦١؛ المراسم العلوية / ٢٣٥ ؛ الدروس الشرعية ٢/ ١٣٤.
(٧) مختلف الشيعة ٥١٧/٨.
(٨) كشف الرموز ٢/ ٥٣٠ ؛ مختلف الشيعة ٨/ ٥٢٠ ؛ إيضاح الفوائد ٤/ ٤٤٣ ؛ التنقيح الرائع ٤/ ٣١٦ ؛ المقتصر / ٣٩٣ ؛ جواهر الكلام ٤١/ ١٢٣ - ١٢٤.
مهر البغى
مَهر البَغىّ: مهر زن زناکار.
در رواِیتِی نبوِی از طرِیق عامه از مهر بغِیّ نهِی شده(١) و در رواِیتِی از امام صادق عليه السلام، مهر بغِی از مصادِیق سُحت (مال نامشروع) بر شمرده شده است.(٢) از آن در باب نکاح، غصب و حدود سخن گفته اند.
زن زناکار، حتِی اگر باکره بوده و بکارتش به سبب زنا زاِیل شده باشد، مهرِی ندارد، مگر آنکه کنِیز باشد که در صورت باکره بودن و زوال بکارت به سبب زنا، بر مرد زناکار ارش (مابه التفاوت قيمت كنيز باکره و غِیر باکره) ثابت مِیشود که باِید به مولاِی کنِیز بپردازد. (٣)
در اِینکه مهر المثل(← مهر المثل) يا ِیک دهم قِیمت کنِیز در صورت باکره بودن و نصف آن در صورت باکره نبودن -بنا بر اختلاف دِیدگاهها ـ نِیز بر عهده مرد زناکار ثابت مِیشود، هرچند کنِیز باکره نباشد و باِید به مولاِی او بپردازد ِیا نه، مسئله محل اختلاف است.(٤) البته اگر مردِی با اکراه و زور (به عنف) با زنِی زنا کند بر مرد مهر المثل واجب مِیشود که به زن، در صورت آزاد بودن و به مولاِی او در صورت کنِیز بودن پرداخت مِیگردد.(٥)