فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٧٠
همچنِین اگر کاربرد لفظ در معناِی سابق مشکوک باشد (←قول لغوِی).
(←موضوع)
موضوع مُستَنبَط ← موضوع حکم
موضوعِی
موضوعِی: مقابل حکمِی / مقابل طرِیقِی.
عنوان موضوعِی در فقه، گاه مقابل حکمِی به کار مِی رود و گاه مقابل طرِیقِی. در کاربرد نخست، گاه وصف شبهه واقع مِیشود و گاهِی وصف اصل؛ چنان که موضوعِی مقابل طريقي، وصف قطع و ظن واقع مِی شود.
شبهه موضوعِی: چنانچه متعلّق شبهه، موضوعِی خارجِی باشد، مانند مردد بودن ماِیعِی بِین آب و خمر، شبهه موضوعِی نامِیده مِیشود. مقابل آن شبهه حکمِی قرار دارد که متعلق شبهه، حکمِی از احکام شرعِی است (←شبهه).
اصل موضوعِی: اصلِی که هنگام شک در موضوع حکم به کار مِیرود، اصل موضوعِی نامِیده مِی شود، مانند شک در بقاِی آب بر کر بودن، که کر بودن آن استصحاب مِیشود. استصحاب در اِین فرض، موضوعِی است (← استصحاب).
مقابل آن اصل حکمِی قرار دارد، مانند اصل طهارت که در صورت شک در پاک بودن چِیزِی جارِی و حکم به طهارت آن مِی شود (← قاعده طهارت).
اصل موضوعِی بر اصل سببِی (←اصل سببِی) و نِیز قاعده پذِیرفته شده از دو طرف نزاع نِیز اطلاق مِیشود(←اصل موضوعِی).
قطع و ظنّ موضوعِی: چنانچه در موضوع حکمِی، قطع ِیا ظن اعتبار شود، قطع ِیا ظنّ موضوعِی نامِیده مِی شود. مقابل آن، قطع ِیا ظنّ طرِیقِی قرار دارد که در موضوع حکمِی اعتبار نشده؛ بلکه تنها طرِیق و راهِی براِی رسِیدن به احکام شرعِی مِی باشد(← قطع) (← ظن).
موعظه ← پند
موقف
مَوقِف: عرفات ِیا مشعر (← وقوف).