فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٨٣
اما کسِی که جانش محترم نِیست، همچون کافر حربِی و مرد مرتد فطرِی، نجات دادن وِی واجب نِیست (←اهل حرب) (←ارتداد) (← احترام) (← مهدور الدم). چنانچه نجات دادن جان انسان محترم متوقف بر ترک واجب ِیا ارتکاب حرامِی باشد که اهمِیت آن کمتر از نجات دادن جان است، ترک واجب ِیا ارتکاب حرام، جاِیز، بلکه واجب خواهد بود. در ذِیل به نمونه هاِیِی از آن اشاره مِیشود.
١. لمس بدن نامحرم حرام است؛ لِیکن در صورت توقف نجات او بر لمس، جاِیز مِیباشد.(٣) معاِینه نامحرم در مقام آموختن دانش پزشکِی در صورتِی که در آِینده، نجات جان انسانها متوقف بـر اطلاعات و تجربِیات به دست آمده از آن باشد، جاِیز است.(٤)
٢. تشرِیح بدن مردۀ مسلمان حرام است، مگر آنکه نجات جانِی محترم متوقف بر آن باشد و امکان تشرِیح مرده غِیر مسلمان ِیا راهِی دِیگر وجود نداشته باشد (٥)( ← تشرِیح).
٣. قطع عضو بدن مرده مسلمان براِی پِیوند به بدن مسلمان زنده جاِیز نِیست، مگر آنکه نجات وِی منوط به آن باشد(٦) (←پِیوند اعضا).
٤. بنابر مشهور، فروبردن سر در آب از روِی عمد بر روزه دار، در روزه واجب، همچون روزه ماه رمضان، حرام است؛(٧) لِیکن در صورت توقف نجات جانِی محترم بر آن، فرو بردن سر در آب واجب خواهد بود؛ هرچند بنابر قول به بطلان روزه به آن، روزه اش باطل مِیشود.(٨)
٥. اگر گزاردن حج، مستلزم ترک واجبِی مهم تر از حج، همچون نجات جان مسلمانِی باشد، نجات جان مسلمان مقدم بر گزاردن حج است.(٩)
٦. چنانچه نجات جان مادر متوقف بر سقط جنِین او باشد، به تصرِیح بــرخــِی سقط جنِین قبل از دمِیده شدن روح در آن، جاِیز و پس از آن، جواز سقط محل اختلاف است (١٠) (←سقط جنين).
٧. کِشتِی اِی که بر اثر سنگِینِی در حال غرق شدن است، در صورتِی که با سبک شدن آن، امِید نجات برود،