فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٢٦
مِیهمانِی رفتن بدون دعوت: به قول جمعِی، حضور در مجلس مِیهمانِی و خوردن غذا بدون دعوت جاِیز نِیست.(٢٣)
برخِی قائل به کراهت آن شده اند. (٢٤) البته در صورت علم به رضاِیت صاحب مجلس ِیا وجود شاهد عرفِی بر رضاِیت وِی، اشکال ندارد. (٢٥)
آِیا همراه بردن فرزندِ دعوت نشده، جاِیز، لِیکن مکروه است ِیا حرام و غِیر جاِیز؟ مسئله محل اختلاف است. البته اگر فرد دعوت شده از فحوا ِیا شاهد حال و عرف محل، علم به رضاِیت مِیزبان از بردن فرزند داشته باشد، همراه بردن او اشکال ندارد. (٢٦)
گواهِی مِیهمان: مِیهمان مِیتواند با داشتن شراِیط شهادت، به نفع مِیزبان، گواهِی دهد و گواهِی اش پذِیرفته مِی شود. (٢٧)
سرقت از خانه مِیزبان: بنابر مشهور، چنانچه مِیهمان از جاِیِی در خانه مِیزبان که نسبت به او حرز (←حرز) محسوب مِی شود، سرقت نماِید، حد سرقت (قطع انگشتان دست) بر او جارِی مِیشود. (٢٨)
برخِی حد دزدِی را مطلقا مِیهمان جارِی ندانسته اند. (٢٩)
مِیهمانِی دادن قاضِی: بر قاضِی مکروه است که ِیکِی از دو طرف دعوا را به مِیهمانِی دعوت کند، ِیا -به تصرِیح برخِی- مِیهمان ِیکِی از دو طرف گردد. با دعوت هر دو طرف به مِیهمانِی، کراهت دفع مِی گردد. (٣٠) برخِی مِیهمانِی دادن قاضِی به ِیکِی از دو طرف دعوا را جاِیز ندانسته اند.(٣١)
غذاِی مِیهمانِی: به گفته برخِی غذاِیِی را که مِیزبان جلو مِیهمان مِیگذارد، صِرف اباحة محض (←اباحه محض) براِی او است و نه ملک او. برخِی گفته اند: مِیهمان مالک آن مِی شود؛ هرچند در زمان حصول ملکِیت اختلاف کرده اند. بعضِی مهمان را به صرف برداشتن غذا مالک آن دانسته اند. بنابر اِین، مِیتواند آن را به دِیگرِی بدهد. بعضِی زمان ملکِیت را هنگام گذاشتن غذا در دهان و بعضِی نِیز هنگام جوِیدن و بلعِیدن آن دانسته اند. (٣٢)