فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٢
مصافحه
مُصافَحَه: دست دادن به ِیکدِیگر.
مصافحه از «صفح» به معناِی فشردن دو نفر دست ِیکدِیگر را براِی اظهار دوستِی و محبت آمده است. از احکام آن در باب حج و نکاح سخن گفته اند.
مصافحه مؤمنان با ِیکدِیگر مستحب و در رواِیات متعدد به آن سفارش شده است.(١)
در حدِیثِی از امام باقر علِیه السلام آمده است: هرگاه مؤمنِی با مؤمنِی دِیگر مصافحه کند، از هم جدا مِی شوند در حالِی که گناهِی ندارند. در حدِیثِی دِیگر از امام صادق علِیه السّلام آمده است: دو مؤمنِی که با هم مصافحه مِیکنند، خداِی تعالِی از روِی محبت و مغفرت به آن دو نظر مِیکند و گناهان آن دو از چهره ها و جوارحشان مِیرِیزد تا زمانِی که از هم جدا شوند. (٢)
حد استحباب مصافحه، غاِیب شدن نسبت به دِیگرِی است. بنابر اِین، چنانچه پس از مصافحه نسبت به ِیکدِیگر ناپِیدا گردند و دوباره همدِیگر را ببِینند، مصافحه مستحب است؛ هرچند مدت ناپِیداِیِی کوتاه باشد. (٣)
مستحب است انسان هنگام مصافحه، ابتدا دست خود را نکشد تا آنکه دِیگرِی دستش را رها کند. (٤)
مصافحه با کافر مکروه است و در صورت مصافحه، مستحب است پس از مصافحه دستهاِی خود را به خاک ِیا دِیوار بمالد؛ چنان که مستحب است پس از مصافحه با ناصبِی (← ناصبِی) دستهاِی خود را بشوِید. (٥)
مصافحه با نامحرم جاِیز نِیست، مگر با دستکش و مانند آن، به شرط عدم رِیبه و لذت و بدون فشردن دست او.(٦)
(١) تذكرة الفقهاء ٩/ ٢٤.
(٢) وسائل الشيعة ١٢/ ٢١٨ – ٢٢٣.
(٣) ٢٢٣.
(٤) ١٤٢.
(٥) ذخيرة المعاد / ١٥١ ؛ جواهر الکلام ٦/ ٢٠٦.
(٦) العروة الوثقى ٤٩٧/٥؛ تحرير الوسيلة ٢/ ٢٤٣.
مصالح مُرسَله ← استصلاح
مُصالَحَه ← صلح