فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٥١
کسِی که نسبت به دوستان و شِیعِیان اِیشان -از اِین جهت که به آنان و دوستِی با اِیشان منتسب اند ـ دشمنِی مِی ورزد، تردِیدِی نِیست؛ چه اِینکه بازگشت اِین دشمنِی، به دشمنِی با اهل بيت عليهم السلام است؛ هرچند بدان تظاهر نکند؛ چنان که برخِی به آن تصرِیح کرده اند؛(٩) لِیکن صدق عنوان ناصب بر غِیر آنها محل تردِید و اختلاف واقع شده است. از احکام عنوان فوق در بابهاِیِی چون طهارت، صلات، حج، صدقات، نکاح، ظهار، صِید و ذباحه، ارث و حدود و تعزِیرات سخن گفته اند.
کفر ناصبِی: ناصبِی کافر و نجس است و تمامِی احکام کفر (← کفر) بر او جارِی مِیگردد، از قبِیل نجاست سؤر او (١٠) (← سؤر)؛ عدم وجوب تجهيز (غسل، کفن، نماز و دفن) او در صورت مردن؛(١١) عدم صحت نِیابت از وِی در عبادات؛ (١٢) حرمت و عدم صحت ازدواج با وِی (١٣) حرمت خوردن گوشت حِیوان ذبح شده توسط او؛ (١٤) حرمت صدقه دادن به وِی (١٥) و ارث نبردن او از مسلمان. (١٦)
جان ناصبِی: جان ناصبِی، همچون کافر حربِی (← اهل حرب) حرمتِی ندارد و رِیختن خون او در غِیر مورد تقِیّه (← تقِیه) جاِیز است.(١٧)
مال ناصبِی: بنابر قول جمعِی، مال ناصبِی همچون مال کافر حربِی براِی مسلمانان، حلال و تصرف در آن بدون رضاِیت وِی جاِیز است؛ هرچند ابتدا باِید خمس آن را خارج کند.(١٨) برخِی اِین قول را به مشهور (١٩) و برخِی دِیگر به اجماع (٢٠) نسبت داده اند.
عبادات فوت شده ناصبِی: با هداِیت ناصبِی به مذهب حق و اهل اِیمان (← اِیمان)، اعاده عبادات انجام داده مطابق مذهب خود در دوران گمراهِی، واجب نِیست؛ اما بنابر مشهور، قضاِی عباداتِی که در آن دوران از وِی فوت شده، مطابق مذهب حق، واجب است؛ (٢١) لِیکن برخِی در وجوب قضا اشکال کرده و احتمال سقوط آن را خالِی از وجه ندانسته اند؛ (٢٢) بلکه برخِی ناصبِی را به کافر اصلِی ملحق کرده و قضاِی عبادات فوت شده را بر او واجب ندانسته اند. (٢٣)