فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٠٢
آِیا پس از خاکسپارِی، نبش و منتقل کردن مِیت به ِیکِی از مشاهد مشرفه جاِیز است ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است. جمعِی جاِیز ندانسته اند. (٤١) اِین قـول بـه مشهور نسبت داده شده است. (٤٢) برخِی دِیگر، حکم به جواز آن کرده اند. (٤٣)
ترکه مِیت: اموال و حقوق برجا مانده از مِیت، پس از برداشتن هزِینه تجهِیز مِیت و حبوه (←حبوه) از آنِ وارثان او است که بر حسب طبقات ارث مِیان آنان تقسِیم مِیشود، مگر آنکه حقِی دِیگر، مقدم بر حق وارثان، به ترکه مِیت تعلّق گرفته باشد، که در اِین صورت، قبل از تقسِیم، آن حق از ترکه خارج مِیشود،
مانند دِیون، وصاِیا، خمس و زکات و منجزات مريض (← منجزات مريض) (←ارث) (← ترکه).
عبادات مِیت: قضاِی نماز و روزه فوت شده از مِیت بر ولِی او واجب است. مقصود از ولِی بنابر قول مشهور، پسر بزرگ است (←فرزند ارشد).
کسِی که حج بـر او استقرار ِیافته، چنانچه پس از احرام بستن و ورود در حرم بمِیرد، آنچه انجام داده از حج کفاِیت مِیکند؛ اما اگر در بِیرون حرم بمِیرد، بنابر قول مشهور، قضا از طرف او واجب است. (٤٤)
کسِی که عمره بر ذمه او استقرار ِیافته و آن را نگزارده تا مرگش فرا رسِیده است، قضاِی آن از طرف وِی واجب است. (٤٥) هزِینه قضاِی حج و عمره از اصل ترکه مِیت برداشته مِیشود (٤٦)( ← قضاء).
تشرِیح مِیت: مرده مسلمان همچون زنده او حرمت دارد؛ از اِین رو، تشرِیح مردۀ مسلمان حرام است، مگر آنکه ضرورت اِیجاب کند؛ لِیکن تشرِیح مرده کافر جاِیز است(← تشرِیح).
جناِیت بر مِیت: قطع هر ِیک از اعضاِی مِیت مسلمان موجب ثبوت دِیه است. دِیه جدا کردن سر بنابر مشهور، ِیک دهم دِیه آن در صورت زنده بودن؛ ِیعنِی صد دينار (صد مثقال شرعِی طلا) است؛ بلکه بر آن ادعاِی اجماع شده است. در قطع دِیگر اعضا و جراحات نِیز به نسبت همان عضو دِیه ثابت مِیشود. دِیه جناِیت بر مِیت به ورثه منتقل نمِی شود؛