فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٣٣
در رواِیتِی آمده است: معتر بِی نِیازتر از قانع است. او نزد تو مِی آِید بدون آنکه درخواستِی بکند.(٤) از احکام عنوان ِیاد شده در باب حج سخن گفته اند.
خداِی تعالِی در قرآن کرِیم فرموده است: «(فَاذَا وَجَبَتْ جُنوبها فَكُلُوا مِنها وَأَطْعِمُوا القانع و المعتر)؛(٥) و زمانِی که (شتران قربانِی بِیجان) به پهلو افتاده اند، از آنها بخورِید و به قانع و معتر نِیز از آنها بخورانِید» و در آِیه دِیگر فرموده است: «(فَكُلُوا مِنها وَ أطعموا البائس الفقير)؛(٦) (چون قربانِی کردِید) از آن بخورِید و تهِیدست را نِیز اطعام کنِید».
جمعِی گفته اند: قربانِی حج سه بخش مِیشود: بخشِی را خود مِی خورد؛ بخشِی را به فقِیر صدقه مِیدهد و بخشِی را به دوستان و برادران دِینِی هدِیه مِی دهد. برخِی گفته اند: دو بخش مِیشود: بخشِی از آنِ خود فرد و بخشِی از آنِ فقِیر بـه عنوان صدقه خواهد بود.(٧)
به قول مشهور، در قانع و معتر فقر شرط است.(٨) مقتضاِی آِیه (أَطْعِمُوا البَائِسَ الفقِیر) اِین است که به فقِیر تهِیدست باِید اطعام کرد؛ چنان که مقتضاِی آِیه (أطعِمُوا القانع والمعتر)، لزوم اطعام به قانع و معتر است. بنابر اشتراط فقر در قانع و معترّ، اطعام به قانع و معتر فقِیر، عمل به مقتضاِی هر دو آِیه خواهد بود و منافاتِی مِیان دو آِیه نمِیباشد؛(٩) لِیکن اگر مقصود از قانع و معتر فقِیر نباشد، به گفته برخِی جمع مِیان دو آِیه بدِین گونه ممکن است که حاجِی مِیان دادن گوشت قربانِی به قانع و معتر و دادن آن بـه فـقيـر مـخـير است. (١٠) برخِی اضافه کرده اند: ِیا اِینکه گفته شود: اطعام هر سه؛ ِیعنِی قانع، معتر و فقِیر واجب است. (١١) بنابر اِین، قانع و معتر در خور هدِیه اند که حاجِی گوشت قربانِی را به آن دو هدِیه مِیدهد و فقِیر درخور صدقه است که گوشت قربانِی به وِی صدقه داده مِی شود. (١٢) برخِی قانع را شاِیسته صدقه و معتر را شاِیسته هدِیه دانسته اند. (١٣) اِین دِیدگاه مبتنِی بـر اِیـن است که مقصود از قانع، فقِیر باشد.
(١) النهاية (ابن اثِیر)، واژۀ «عرر».
(٢) لسان العرب، واژه «عرر».
(٣) وسائل الشيعة ١٩٩/٩ و ١٦٣/١٤.
(٤) ١٤/ ١٦٠.
(٥) حج / ٣٦.
(٦) ٢٨.
(٧) جواهر الکلام ١٩/ ١٥٧ – ١٦١.
(٨) التنقيح الرائع ١/ ٤٩٢ ؛ جامع المقاصد ٣/٢٤٣؛ موسوعة الخوئي ٢٩/٣١١.