فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥١٦
لِیکن زوج مِی تواند آن را بر هم زند؛ چنان که در صورت منع، نذر زن، حتِی در مال خودش صحِیح نِیست.(١٣)
آِیا در نذر فرزند، اذن پدر شرط است ِیا نذر فرزند بدون اذن پدر صحِیح است؛ هرچند پدر مِیتواند نذر او را منحل کند و بر هم زند ِیا اِینکه نه اذن شرط است و نه پدر مِیتواند آن را منحل کند؟ مسئله محل اختلاف است. (١٤)
از دِیگر شراِیط نذر کننده، قصد قربت است. در معناِی قصد قربت، دِیدگاهها متفاوت است. برخِی گفته اند: مقصود از آن اِین است که انشاء التزام به نذر براِی خدا [=الله] باشد نه غرضِی دِیگر.(١٥) برخِی دِیگر گفته اند: مقصود، قصد قربت در متعلّق نذر است؛ بدِین معنا که متعلق نذر باِید رجحان شرعِی داشته باشد. (١٦)
ب. صِیغه: آِیا نذر به صرف نِیت و قصد آن، بدون تلفظ به آن محقق مِی شود ِیا علاوه بر نِیت، تلفظ به آن نِیز لازم است و در صورت عدم تلفظ، نذر منعقد نمِی شود؟ مسئله محل اختلاف است.
برخِی قدما به قول نخست قائل شده اند؛ (١٧) لِیکن اکثر صرف نِیت را کافِی ندانسته و تلفظ را شرط انعقاد نذر دانسته اند. (١٨)
صِیغه نذر در نذر تبرعِی عبارت است از «للهِ عَلَيَّ كَذا؛ براِی خدا بر عهده من انجام دادن فلان کار ِیا ترک آن است» و به جاِی «کَذا» متعلّق نذر (انجام دادن ِیا ترک کارِی) را ذکر مِیکند، و اگر مشروط باشد مِیگوِید: «ان کانَ كَذَا فَللَّهِ عَلَى كَذَا؛ اگر فلان کار انجام گِیرد (مثلا اگر فرزند دار شدم ِیا مسافرم برگردد ِیا بِیمارِی ام بهبود ِیابد و ِیا اگر فلان کار را انجام دادم، ِیا انجام ندادم)، براِی خدا بر عهده من انجام دادن ِیا ترک فلان کار است». (١٩)
تلفظ به لفظ «الله» شرط انعقاد نذر است. بنابر اِین، اگر به جاِی «لله» بگوِید «عَلِیَّ کَذا» چِیزِی بر عهده اش ثابت نمِی شود. (٢٠) بعضِی قدما گفته اند: اگر صِیغه نذرِ مشروط را بدون «الله» بگوِید، وفا به آن واجب است؛ لِیکن در صورت عدم وفا، کفاره واجب نمِیشود و اگر نذر تبرعِی باشد، بِین وفا و عدم وفا مخيّر است؛ هرچند وفا کردن افضل است. (٢١)