فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٢٧
عنوان معاملات گاهِی در اعمالِی که حصول و تحققشان به انشا (←انشاء) بسته است به کار مِی مِی رود؛ خواه انشا از دو طرف؛ ِیکِی اِیجاب و دِیگرِی قبول باشد، که عقد نامِیده مِیشود (←عقد). و ِیا از ِیک طرف که اِیقاع نامِیده مِیشود(← ايقاع). گاهِی نِیز در اعمالِی به کار مِیرود که قوام آنها به انشاء دو طرف است. در اِین کاربرد، معاملات، تنها عقود را در بر مِی گِیرد. (٢)
معاملات در دو کاربرد آخر، معاملات بالمعنى الاخص نامِیده مِیشود. از معاملات بالمعنى الاخص -که شامل عقود و اِیقاعات مِی شود ـ در اصول فقه به نحو کلِی سخن گفته اند، مانند بحث از اِینکه نهِی در معاملات، موجب فساد معامله مِیشود ِیا نه (←قاعده اقتضاء النهي الفساد).
در فقه نِیز علاوه بر طرح مسائل جزئِی معاملات در ابواب مربوط به آن، مسائلِی کلِی نِیز در اِین باره مطرح است. از جمله مسئله إجزا است که در باب اجتهاد و تقلِید از آن سخن گفته و بحث کرده اند که در صورت تبدِیل و تغِیِیر فتواِی مجتهد ِیا تقلِید مقلد از مجتهدِی دِیگر پس از فوت مجتهد قبلِی، در صورت متفاوت بودن دو فتوا، آِیا معاملاتِی که مقلد بر اساس فتواِی مرجع تقلِیدش انجام داده و مطابق آن، صحِیح بوده است، پس از تبدل فتوا، معاملات پِیشِین محکوم به صحت است ِیا نه (٣) (←اجزاء).
مورد دِیگر، مسئله احتِیاط در معاملات است که بحث شده آِیا احتِیاط در معاملات است ِیا نه؟(٤)( ←
احتِیاط).
نمونه بعدِی، طرح مسئله حکم ناتوان بر سخن گفتن در باب تجارت است که درباره چنِین کسِی گفته اند: اشاره شخص لال و مانند او، جاِیگزِین لفظ در عقود و اِیقاعات مِیشود و کفاِیت مِیکند(٥) (←اشاره).
(١) المراسم العلوية / ٢٨.
(٢) منية الطالب ١/ ٨٨.
(٣) العروة الوثقى ١/ ٤٢ - ٤٣ ؛ موسوعة الخوئي ١/ ٢٩.
(٤) موسوعة الخوئى ١/ ٤٨ – ٤٩.
(٥) حاشية المكاسب (ِیزدِی) ١/ ٨٦ ؛ العناوين ٢/ ١٣٨ ؛ مصباح الفقاهة ٣/ ١٣.