فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٣٦
اِین تعرِیف، قدر متِیقن از معدن است. (٤) برخِی در تعرِیف معدن گفته اند: معدن عبارت است از هر آنچه که از زمِین استخراج شود و زمِین اصل و منشأ تكوّن آن است و از فواِید بسِیار داشتن برخوردار باشد.
اِین تعرِیف، اعم از تعرِیف نخست است و شامل گچ، آهک، گل ارمنِی، گل سرشور، سنگ آسِیاب و مانند آن مِی شود. (٥)
بنابر تعرِیف دوم، خروج عرفِی از عنوان زمِین، شرط تحقق عنوان معدن نِیست؛ از اِین رو، شامل گل ارمنِی، گل سرشور و سنگ آسِیاب نِیز مِی شود؛ در حالِی که بنابر تعرِیف نخست، خروج از عنوان زمِین نزد عرف، شرط تحقق عنوان معدن است؛ از اِین رو، برخِی در دخول گچ، آهک، گل سرشور و مانند آن که عرفاً از عنوان زمِین خارج نِیستند، در عنوان معدن، اشکال کرده اند.(٦)
برخِی گفته اند: اولِی رجوع به عرف است. بنابر اِین، معدن عبارت است از آنچه از نظر عرف معدن شمرده مِیشود.(٧)
از احکام معدن در بابهاِی طهارت، صلات، خمس و انفال سخن گفته اند.
تِیمم بر معدن: تِیمم بر معدن، در صورت خروج عرفِی آن از عنوان زمِین صحِیح نِیست؛(٨) لِیکن چنانچه معدن با خاک مخلوط گردد؛ به گونه اِی که در آن مستهلک شده باشد، تِیمم بر آن صحِیح است. (٩)
بنابر تعرِیف معدن به معناِی اعم، تِیمم بر معادنِی که از عنوان زمِین خارج نشده اند و عرف به آنها زمِین اطلاق مِیکند، صحِیح است، مانند گل ارمنِی و سنگ آسِیاب؛ (١٠) چنان که -بنابر گفته برخِی ـ سنگهاِی قِیمتِی همچون عقِیق، فِیروزه و درّ هرچند معدن به شمار مِی روند؛ لِیکن چون با زمِین تغاِیر ماهوِی ندارند و از ماهِیت زمِین خارج نشده اند، تِیمم بر آنها صحِیح است؛ هرچند احتِیاط در ترک آن است.(١١)
سجده بر معدن: سجده بر معدن، در صورت عدم صدق عنوان زمِین بر آن، صحِیح نِیست. بنابر اِین، سجده بر طلا و نقره و مانند آنها صحِیح نِیست؛ چنان که