فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٨
مصفره
مُصفَرَه [= مصَفَّرَه]: حِیوانِی که گوشهاِیش از بِیخ قطع شده است.
در رواِیتِی نبوِی از عامه از قربانِی کردن برخِی حِیوانات، از جمله مصفره نهِی شده است. مصفره حِیوانِی را گوِیند که گوشهاِیش از بِیخ برِیده شده؛ به حدِی که پرده گوشش نماِیان گشته است. برخِی لغوِیان آن را به حـيـوان لاغر تعريف کرده اند.(١) از آن به مناسبت در باب حج نام برده اند.
از شراِیط قربانِی واجب، تمام بودن و نِیز لاغر نبودن آن است؛ از اِین رو، قربانِی حِیوان لاغر و نِیز ناقص، مانند حِیوانِی که گوشش برِیده باشد، کفاِیت نمِیکند.(٢)
(١) لسان العرب و تاج العروس، واژة «صفر».
(٢) المبسوط ١/ ٣٨٩ ؛ الوسيلة / ١٨٦ ؛ تذكرة الفقهاء ٨/ ٣١٤.
مصلّب
مُصَلَّب: لباس داراِی نقش صلِیب(←صليب).
مصلحت
مصلحت: صلاح؛ ضد مفسده.
مصلحت عبارت است از آنچه براِی کسِی ِیا جمعِی و ِیا عموم مردم سودمند و خِیر باشد. ضدّ آن، مفسده است که به آنچه براِی کسِی ِیا عموم زِیانبار است، گفته مِی شود. از آن در اصول فقه و بسِیارِی از بابهاِی فقهِی؛ اعم از عقود و ايقاعات و غِیر آن سخن گفته اند.
الف. اصول فقه
احکام شرعِی و مصلحت: احکام شرع تابع مصالح و مفاسداند؛ از اِین رو، خداِی تعالِی به آنچه در بر دارنده مصلحت بندگان است امر و از آنچه براِی آنان مفسده دارد، نهِی کرده است(١) (← علت حکم).
تأخير بيان حکم از وقت حاجت مکلفان قبِیح است، مگر آنکه در تأخِیر، مصلحتِی باشد که در اِین صورت قبحِی ندارد(٢) (← قاعده قبح تأخِیر بِیان از وقت حاجت).
ب. فقه
تصرف اولِیا و مصلحت: جواز تصرف