فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٥١
عالمان شِیعه نظرِیه معتزله را باطل دانسته و اکثر اِیشان استحقاق ثواب ِیا عقاب را مشروط به موافات بر اِیمان ِیا کفر دانسته اند؛ بدِین معنا که اگر چنِین فردِی بر اِیمان بمِیرد، مستحق ثواب است و طاعت او باطل نمِیشود؛ اما اگر بر کفر بميرد، طاعاتش باطل است و مستحق ثواب نخواهد بود.
برخِی نه به موافات قائل شده اند و نه به احباط؛ بلکه گفته اند: هر ِیک از اِیمان و کفر با تحقق شراِیط آن تحقق مِی ِیابد و با تحقق آن، استحقاق ثواب ِیا عقاب ثابت مِیشود. بنابر اِین، استحقاق ثواب و عقاب منوط به شرط متأخر (مردن بـر اِیمان ِیا کفر) نِیست و چنانچه شخص بعد از اِیمان کافر شود، کفر لاحق او کاشف از آن است که وِی پِیش از اِین، فاقد اِیمان حقِیقِی بوده است. در نتِیجه مستحق ثواب نِیز نبوده است و اطلاق مؤمن بر او، در حد لفظ و بر حسب ظاهر حال او بوده است و اگر کسِی بعد از کفر، اِیمان بِیاورد، استحقاق عقاب ساقط مِی شود.
اِین سقوط ناشِی از عفو خداِی تعالِی است نه احباط و نه عدم موافات.(١)
عنوان موافات به مناسبت بحث گناهان کبِیره و صغِیره در فقه راه ِیافته است. (٢)
(١) اوائل المقالات/ ٨٣ ؛ كشف المراد / ٥٥٧ - ٥٥٩ ؛ حقائق الايمان / ١٠٩ - ١١٤ ؛ مرآة العقول ٨/ ٧١-٧٥.
(٢) الكافى فى الفقه / ٤٨٨ ؛ منتهى المطلب ١/ ٢٢٩، ٧/ ١٠٠ و ٩/ ٣١٠؛ الروضة البهية ٢/ ١٧٦.
مُواقَعَه ← آمِیزش
موالات
مُوالات: پِیاپِی انجام دادن افعال و اجزاِی ِیک عمل مرکب.
در کلمات فقها، از پِیاپِی انجام دادن چند عمل مستقل غالباً به تتابع(← تتابع) و اجزاِی ِیک عمل مركب، بدون فاصله انداختن مِیان آنها غالبا به موالات تعبِیر مِیشود، مانند وضو و تِیمم که موضوع اِین مقاله مِیباشد و از احکام آن در بابهاِی طهارت، صلات، حج و تجارت سخن گفته اند.