فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٧٧
نعلِین به لحاظ باز بودن جلو آن و امکان گذاشتن شصت پا بر زمِین در حال سجده و نِیز باز بودن روِی آن و امکان مسح پا با وجود آن و نِیز جواز احرام در آن به جهت باز بودن روِی آن، داراِی احکامِی متفاوت از نعل عجمِی است (← کفش).
(١) لوامع صاحبقرانِی ١/ ٣٧٨ ؛ روضة المتقين ١/ ١٤٩ ؛ ذخيرة المعاد / ٣٤.
نعمت
نعمت: آنچه به قصد نفع و احسان به کسِی داده مِی شود. (١)
از آن به مناسبت در بابهاِی صلات و جهاد نام برده اند.
شکر نعمتهاِی الهِی که به بنده اش ارزانِی داشته (← شکر) و اداِی حقوق واجب آنها واجب و کفران (← کفران) نعمت خداوند حرام است.(٢)
سجدۂ شکر (← سجدۂ شکر)؛ بوِیژه هنگام روِی آوردن نعمت و نِیز زمان ِیادآورِی آن مستحب است؛ چنان که خواندن نماز شکر (← نماز شکر) هنگامِی که نعمتِی به انسان مِیرسد، مستحب مِی باشد. (٣)
اظهار نعمتهاِی الهِی مستحب است. مفاد برخِی رواِیات اِین است که خداوند دوست دارد آثار نعمتِی را که به بنده اش عطا مِیکند، در هِیئت و زندگِی او ببِیند. (٤)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) تاج العروس واژه «نعم».
(٢) كلمة التقوى ٢/ ٣٢٦؛ منتهى المطلب ٨/ ٥١٠.
(٣) ذكرى الشيعة ٣/ ٤٦٣ ؛ الالفية والنفلية / ١٤٧ ؛ كلمة التقوى ٦٧٣/١.
(٤) الکافِی (کلِینِی) ٦/ ٤٣٨ ؛ الدروس الشرعية ١/ ١٥١.
نعوظ
نُعوظ: سفت و راست شدن آلت تناسلِی جنس نر.(١)
از احکام آن به مناسبت در بابهاِی طهارت و نکاح سخن گفته اند.
در دخول به مقدار ختنه گاه که احکامِی همچون جنابت، ثبوت همه مهر، عده، زنا و مانند آن بر آن مترتب مِیگردد، تفاوتِی مِیان حالت نعوظ و غِیر آن نِیست(٢) (← آمِیزش).
بِیمارِی عدم نعوظ در مردان که از آن به «عَنَن» تعبِیر مِیشود، از عِیوب موجب فسخ نکاح براِی زن مِیباشد(٣) (← عنن).