فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٢٦
نذر فعل که به آن نذر سبب نِیز گفته مِیشود، عبارت است از نذر انجام دادن کارِی، از قبِیل صدقه دادن، قربانِی کردن و ِیا نماز شب خواندن؛ مقابل نذر نتِیجه(١) (←نذر نتِیجه).
(← نذر)
(١) غاية الآمال ٣/ ٣٨١.
نذر لِجاج ← نذر زجر
نذر مُجازات ← نذر
نذر مشروط ← نذر معلق
نذر مطلق
نذر مطلق: نذر تبرعِی / نذر غير مقيد.
در فقه، عنوان نذر مطلق گاهِی مقابل نذر معلق ِیا مشروط به کار مِیرود که مراد از آن نذرِی است که مشروط به چِیزِی نِیست، مانند اِینکه نذر کننده بگوِید: براِی خدا بر عهده من قربانِی کردن گوسفندِی است به اِین نذر، نذر تبرعِی و ابتداِیِی نِیز گفته مِیشود (←نذر تبرعى).
گاهِی نِیز نذر مطلق مقابل نذر موقت و معِین به کار مِیرود و مراد از آن نذرِی است که متعلق آن مقِید به زمان و مکانِی خاص نِیست؛ خواه نذر تبرعِی باشد ِیا مشروط. از احکام عنوان ِیاد شده به معناِی دوم در باب نذر سخن گفته اند.
در نذر غِیر مقِید به زمانِی خاص، تأخِیر اداِی آن تا زمانِی که ناذر گمان به مردنش پِیدا کند، جاِیز است و با ظنّ به مردن، تأخِیر جاِیز نِیست و چنانچه در حِیاتش آن را انجام ندهد، حنث نذر کرده و واجب است کفاره آن از مال او پرداخت گردد. اگر نذر از حِیث مکان مطلق باشد، در هر مکانِی مِیتواند آن را ادا کند.
مقابل نذر مطلق، نذر موقت و معِین است که ناذر مکلف است طبق آنچه تعِیِین کرده، عمل کند.(١)
(← نذر)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) تفصيل الشريعة (الوقف... النذور)/ ٢٦٠ - ٢٦٢.
نذر معلق
نذر مُعَلَّق [= نذر مشروط ]: مقابل نـذر تبرعي.