فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٣٦
نزدِیکان ← خوِیشاوندِی
نزدِیکِی ← آمِیزش
نزعتان
نَزَعَتان: سفِیدِی دو طرف جلو سر.
نزعتان، تثنيه «نَزَعَه» عبارت است از سفِیدِی دو طرف بالاِی پِیشانِی که در اغلب انسانها موِیِی در آن نمِی روِید.(١) از آن به مناسبت در باب طهارت نام برده اند. نزعتان خارج از حدود صورت است؛ از اِین رو، شستن آن در وضو واجب نِیست (٢) (← وضو).
(١) جواهر الكلام ٢/ ١٣٩ ؛ الجواهر الفخرية ٢٠٩/١.
(٢) جواهر الکلام ٢/ ١٤٤ ؛ الجواهر الفخرية ١/ ٢٠٩؛ استفتائات جدِید (مکارم) ٢/ ٤٩.
نساء؛ سوره
نِساء؛ سوره: چهارمِین سوره قرآن کرِیم. از آن به مناسبت در باب صلات سخن گفته اند.
خواندن سوره نساء در هر جمعه مستحب است.(١) در فضِیلت تلاوت آن در روز جمعه به نقل از امِیر مؤمنان عليه السّلام آمده است: هر کس سوره نساء را در هر جمعه تلاوت کند، از فشار قبر اِیمن خواهد بود. (٢)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) الدروس الشرعية ١/ ١٨٩ ؛ تحرير الأحكام ١/ ٢٨٢.
(٢) وسائل الشيعة ٧/ ٤٠٩.
نساجِی ← بافندگِی
نسب
نَسَب: رابطه خوِیشاوندِی با دِیگرِی از طريق ولادت.
نسب عبارت است از علقه انسانِی با انسان دِیگر از طرِیق ولادت، خواه هر کدام به دِیگرِی منتهِی شود، مانند فرزند و پدر ِیا هر دو طرفِ رابطه خوِیشاوندِی به ثالث منتهِی گردد، مانند دو برادر که به ِیک پدر منتهِی مِیشوند و عمو و برادرزاده او که به پدر عمو -که جد برادر زاده او نِیز خواهد بود- منتهِی مِیشوند.(١) گونه نخست، عمود نسب و گونه دوم، حاشية نسب نامِیده مِیشود.