فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٠٧
بلکه معنا و مضمون آن را با الفاظِی دِیگر باز مِیگوِید؛ چه اِینکه گاهِی عِین الفاظ رواِیت از ِیادش مِیرود؛ مضمون و مفاد آن را به ِیاد دارد؛ از اِین رو، همان مضمون را با الفاظِی دِیگر نقل مِیکند که در اصطلاح از آن به «نقل به معنا» تعبير مِی کنند. از آن به مناسبت در بابهاِی مختلف سخن گفته اند.
در رواِیتِی، محمد بن مسلم از امام صادق عليه السّلام مِی پرسد: «أسمَعُ الحديث مِنكَ فَأزِيدُ و أنقُصُ ؟ قال: إن كُنتَ تُريدُ مَعانيه فَلا بَأسَ؛ حدِیثِی را از شما مِیشنوم و (الفاظ) آن را کم و زِیاد مِیکنم؟ امام فرمود: با حفظ معانِی و مضامِین آن اشکال ندارد».(١)
بر اساس اِین رواِیت و دِیگر رواِیات قرِیب به اِین مضمون،(٢) معروف و مشهور مِیان فقها جواز نقل حدِیث به معنا است؛ هرچند افضل نقل با الفاظ صادر از معصوم عليه السّلام مِیباشد؛ اما نقل آن با الفاظِی دِیگر بدون اِیجاد تغِیِیر در معنا نِیز جاِیز است، به شرط آنکه نقل کننده به معنا، هم معناِی حدِیث را بداند و هم بر نقل آن معنا با الفاظِی دِیگر توانا باشد.(٣) برخِی افزوده اند: لازم است راوِی بر نقل به معنا کردن حدِیث تصرِیح کند. (٤)
(١) الکافِی (کلِینِی) ١/ ٥١.
(٢) وسائل الشيعة ٢٧/ ٨٠ و ١٠٥.
(٣) الوافِی ١/ ٢٢٨ ؛ مرآة العقول ١/ ١٧٤ ؛ معالم الدين (قسم الفقه) ١/ ١٠٥ – ١٠٦.
(٤) اجوبة المسائل المهنائية / ٨٣.
نقِیر
نَقِیر: ظرفِی چوبِی.
در رواِیتِی از استعمال نقِیر نهِی شده است.(١) لغوِیان نقِیر را به کُنده چوبِی که وسط آن را تهِی مِیکردند و در آن شراب مِی ساختند، معنا کرده اند. برخِی لغوِیان گفته اند: مِیانه کُنده نخل را تهِی مِیکردند و در آن خرما مِی انداختند و آب به آن اضافه مِیکردند تا تبدِیل به شراب شود. (٢) از آن به مناسبت در باب طهارت نـام برده اند.
استعمال ظرفِی که از آن براِی شراب انداختن استفاده مِیکنند، در صورت عدم نفوذ رطوبت در آن، پس از تطهِیر جاِیز است؛