فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٧٢
مولا
مولا: مالک برده.
مولا در کاربرد فقهِی عبارت است از مالک برده؛ اعم از عبد و کنِیز. از آن در بابهاِیِی چون طهارت، صلات، زکات، صوم، اعتکاف، حج، تجارت، نکاح، طلاق، عتق، مکاتبه و حدود سخن گفته اند.
احکام: برده در افعال خود بر خلاف انسان آزاد، استقلال ندارد و براِی انجام دادن کارهاِیِی نِیازمند اذن مولا است. در اِینکه برده در چه نوع کارهاِیِی نِیاز به اذن مولا دارد، سه دِیدگاه مطرح است:
١. برده از هر تصرفِی بدون اذن مولا ممنوع است، جز امور ضرور، همچون خوردن، نوشِیدن و سخن گفتن که ادامه زندگِی و حِیات بستگِی به آنها دارد.
٢. همه تصرفات برده صحِیح و نافذ است، مگر تصرفاتِی که منافِی و در تضاد با حق و سلطنت مولا باشد.
٣. هر آنچه نزد عقلا درخور اعتنا باشد، انجام دادن آن از سوِی برده نِیاز به اذن مولا دارد؛ خواه با سلطنت و حق مولا منافات داشته باشد ِیا نه و خواه تصرفِی باشد در ارتباط با خود برده، مانند ضمان، نکاح و طلاق ِیا در ارتباط با دِیگران، از قبِیل قبول وکالت؛ چه نسبت به حکم وضعِی ِیا تکلِیفِی و ِیا هر دو؛ لِیکن در تصرفاتِی که نزد عقلا قابل اعتنا نِیست، مانند خوردن، خوابِیدن و سخن گفتن، نِیازمند اذن مولا نِیست.(١) در تصرفاتِ نِیازمند به اذن مولا، تصرف برده تنها پس از اذن مولا صحِیح و نافذ است و چنانچه بدون اذن مولا تصرفِی بکند و ا پس از آن مولا آن را اجازه دهد و امضا کند، آن تصرف صحِیح خواهد بود؛ خواه تصرف صورت گرفته مرتبط با مولا باشد، مانند اِینکه مال او را فروخته باشد ِیا مرتبط با دِیگرِی، مانند اِینکه در معامله اِی وکِیل کسِی شده باشد و ِیا مرتبط با خودش، مانند اِینکه بدون اذن مولا ازدواج کرده باشد.(٢)
دِیگر احکام
طهارت: اگر مولا برده خود را از وضو گرفتن در وسعت وقت نهِی کرده باشد، در صورتِی که وضو گرفتن موجب از بِین رفتن حق مولا گردد، و برده وضو بگِیرد، آِیا وضوِیش صحِیح است ِیا نه؟ مسئله اختلافِی است.(٣)