فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٧١
موقوذه
مَوقُوذَه: حِیوان مرده به سبب زدن سنگ مانند آن ِیا بر اثر بِیمارِی.
براِی موقوذه تعارِیفِی شده است. برخِی آن را به حِیوانِی که با چوب ِیا سنگ و مانند آن مِیزنند تا مِی مِیرد، تعرِیف کرده اند.(١) در بعضِی رواِیات، موقوذه به حِیوانِی که دچار بِیمارِی مِیشود و بر اثر شدت بِیمارِی نمِیتواند از جا برخِیزد ِیا بجنبد و با همِین حال مِی مِیرد، تعرِیف شده است.(٢) در بعضِی رواِیات دِیگر، موقوذه به حِیوانــِی کـه پاهاِی آن را مِی بندند و آن قدر مِیزنند تا بمِیرد، تعرِیف شده است.(٣) در رواِیتِی دِیگر آمده است: موقوذه حِیوان بِیمارِی است که درد ذبح را احساس نمِیکند و هنگام ذبح نمِی جنبد و خونِی از آن خارج نمِی شود.(٤) از آن در باب صِید و ذباحه سخن گفته اند.
مردمان دوره جاهلِی موقوذه را حلال شمرده و آن را مِی خوردند. خداِی تعالِی در قرآن کرِیم آن را در زمره حِیواناتِی که خوردن آنها حرام مِیباشد، شمرده است.(٥) خوردن گوشت حِیوان حلال گوشت تنها در صورت تذکِیه (← تذکِیه) حلال و جاِیز است؛ از اِین رو، حِیوانِی که به غِیر تذکِیه کشته مِیشود، مانند موقوذه، حرام خواهد بود، مگر آنکه قبل از مردن تذکِیه شود.(٦) البته درباره حِیوان مُشرف به مرگ، همچون موقوذه گفته اند: چنانچه آن را ذبح کنند، حلال شدنش منوط به استقرار حِیات است و در فرض مشتبه بودن، ملاک در حلِیت، حرکت و خروج خون هنگام ذبـح بـه مـقدار متعارف ِیـا ِیکِی از آن دو ـ بنابر اختلاف اقوال ـ است(٧) (← ذبح).
(١) فقه القرآن ٢/ ٢٧١ ؛ كنز العرفان ٢/ ٣٠١ ؛ مسالك الافهام (کاظمِی) ٤/ ١٣٨.
(٢) من لا يحضره الفقيه ٣/ ٣٤٤.
(٣) بحار الأنوار ٦٥/ ٣٢٠.
(٤) وسائل الشيعة ٢٤/ ٢٣.
(٥) مائده /٣.
(٦) الجامع للشرائع / ٣٨٣ ؛ كشف اللثام ٩/ ١٩٣ ؛ مفتاح الكرامة ٨/ ٣٥.
(٧) جواهر الکلام ٣٦/ ١٤٤ - ١٤٥.
موقوف ← وقف
مُوَكل ← وکالت