فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٧٦
آِیا نعل حيوان، همچون ته کفش در صورت نجس شدن، با راه رفتن بر زمِین پاک مِیشود؟ مسئله محل اختلاف است.(١)
خرِیدار حِیوان پس از تصرف در آن، حق رد ندارد؛ هرچند عِیبِی در آن بِیابد و تنها مِیتواند ارش (←ارش) بگِیرد. از مصادِیق تصرف، نعل کردن حِیوان پس از خرِیدن است،(٢) مگر آنکه بدون نعل، راه رفتن براِی حِیوان دشوار و زِیان آور باشد که در اِین صورت، مانع از ردّ نخواهد بود.(٣)
حِیوانِی که فروخته شده، نعل پاِی آن، به منزله جزء حِیوان به شمار مِی رود و داخل در معامله است. (٤)
(١) جواهر الکلام ٦/ ٣٠٦ - ٣٠٧ ؛ مصباح الفقيه ٨/ ٣٢٧؛ العروة الوثقِی ١/ ٢٤٧.
(٢) الجامع للشرائع / ٢٦٦ ؛ تذکرة الفقهاء ١١/ ١٣٣.
(٣) تذكرة الفقهاء ١١/ ١٢٥ ؛ مسالك الافهام ٣/ ٢١٣.
(٤) تذكرة الفقهاء ١٢/ ٦٤ ؛ مجمع الفائدة ٨/ ٤٩٨ ؛ الروضة البهية ٣/ ٥٣٥.
نعل سندِی
نعل سندِی: نوعِی پاپوش.
نعل سندِی نوعِی کفش است که روِی پا را مِی پوشاند؛ لِیکن برخلاف چکمه داراِی ساق نِیست(١) (←کفش) (← خف).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) المختصر النافع ١/ ٨٤ ؛ روضة المتقين ٢/ ١٦٦.
نعلِین
نعلِین: نوعِی کفش.
نعلِین تثنِیه «نعل» است. نعل به مطلق کفش اطلاق مِیشود؛ لِیکن مقصود از نعلِین در عرف امروز، نوعِی کفش است که همه روِی پا را نمِی پوشاند. در عصر رسول خدا صلّى الله عليه و آله و نِیز ائمه علِیهم السّلام، پوشِیدن اِین نوع کفش مرسوم بوده و به نعلِین ِیا نعل عربِی شهرت داشته است؛ با اِین کِیفِیت که ِیک بند از کف کفش از لاِی شصت ِیا عبور مِی کرد و به بند بالاِی برآمدگِی روِی پا که از دو طرف به کف نعلِین اتصال داشت، گره مِیخورد.(١) مقابل نعل عـربي، نعل عجمِی بود؛ ِیعنِی کفشِی که همۀ روِی ِیا را مِی پوشانِید؛ چنان که خف بر چکمه و هر کفش داراِی ساق و نِیز کفش پوشاننده روِی با اطلاق مِیگردد (← خف).