فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١١٠
٤. استحاله: استحاله عبارت است از تبدل صورت نوعِی و ماهِیت چِیزِی به چِیزِی دِیگر، مانند تبدِیل چوب به خاکستر بر اثر سوختن. (٣٦)
برخِی مصادِیق استحاله که مطهر بودن آنها اتفاقِی است، عبارت اند از تبدِیل شدن چوب نجس به خاکستر ِیا دود؛ (٣٧) تبدِیل بول به بخار؛(٣٨) نطفه به انسان ِیا حِیوان؛ غذاِی نجس به شِیر؛ عرق و ساِیر فضولات حِیوان حلال گوشت (٣٩) و به قول مشهور، استحاله نجس به کرم ِیا خاک (٤٠) و به قول مشهور متأخران، استحاله سگ و خوک به نمک (٤١) لِیکن حصول طهارت به استحاله گل نجس به آجر ِیا سفال و استحاله چوب نجس به زغال، اختلاف است (٤٢) (←استحاله).
٥. انقلاب: مقصود از انقلاب، دگرگونِی و تحول شراب به سرکه است.
برخِی انقلاب را از مراتب استحاله شمرده و معتقداند حقِیقت انقلاب نِیز تغِیِیر ماهِینِی به ماهِینِی دِیگر است؛ لِیکن بعضِی، انقلاب را صرف تغِیِیر اسم بدون تغِیِیر ماهِیت و حقِیقت نوعِی دانسته اند.
در حصول طهارت به انقلاب، تفاوت نمِیکند دگرگونِی، خود به خود صورت گِیرد و ِیا به سبب افزودن چِیزِی همچون سرکه ِیا نمک به آن؛ لِیکن به قول مشهور، شراب باِید بر شِیء افزوده شده غلبه داشته باشد (٤٣) (←انقلاب).
٦. انتقال: مقصود از انتقال، انتقال شِیء نجس ِیا شِیء محکوم به نجاست، به محلِی دِیگر است، مانند انتقال خون انسان ِیا حِیوان داراِی خون جهنده، به بدن پشه که داراِی خون جهنده و نجس نِیست (٤٤) (←انتقال).
٧. ذهاب ثلثين: مقصود از آن، بخار شدن دوسوم از آب انگور است. بنابر قول مشهور، آب انگور با جوشِیدن، علاوه بر حرام شدن نجس مِی شود؛ لِیکن با بخار شدن دو سوم آن به وسِیله آتش، حلال و پاک مِیگردد، و بنابر قول به عدم نجاست، با ذهاب ثلثين، خوردن آن حلال خواهد بود. در پاک شدن آب انگور با ذهاب ثلثين به سبب غِیر آتش، همچون آفتاب، اختلاف است. (٤٥)