فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٦٩
البته جرِیان استصحاب در موضوعات مستنبط شأن مجتهد است، نه مقلد؛ بــر خلاف موضوعات صرف که مقلّد نِیز مِی تواند در آنها استصحاب کند.(٩)
(١) إصطلاحات الأصول / ٢٦٥ - ٢٦٦؛ دروس تمهيدية في القواعد الفقهية ١/ ١٢٩.
(٢) مستمسک العروة ١/ ١٠٥؛ بحوث فقهية هامة / ٤٩٦؛ الدر النضيد ٢/ ٤٣٩-٤٤٣.
(٣) العروة الوثقِی ١/ ٥٨.
(٤) ٥٧.
(٥) ٥٧ ؛ موسوعة الخوئى ١/ ٣٤٩.
(٦) ضوابط الأصول/ ٣٠٠ ؛ أوثق الوسائل / ٢٤٨ و ٣٤٦ ؛ کتاب القضاء (آشتِیانِی)/ ٤٢ ؛ النور الساطع ٢/ ٧٨.
(٧) الحاشية على استصحاب القوانين / ٢٢١ ؛ ضوابط الأصول/ ٤٠١ و ٤٣١ ؛ دروس فِی مسائل علم الأصول ٥/ ٣٦٣.
(٨) الحاشية على استصحاب القوانين / ٢٢٢.
(٩) بيان الأصول (شِیرازِی) ٦/ ٥٧.
موضوع شرعِی ← موضوع حکم
موضوع صِرف ← موضوع حکم
موضوع عرفِی
موضوع عرفِی: مقابل موضوع لغوِی و شرعِی.
موضوع عرفِی عبارت است از لفظِی که به معناِی عرفِی اش موضوع حكـم ِیا احکامِی واقع شده باشد و شارع مقدس در معناِی آن -به حذف ِیا اضافه ـ تصرفِی نکرده باشد و لفظ به همان معناِی عرفِی که در زمان شارع به کار مِی رفته، در اِین زمان هم که مجتهد حکم را از آن استنباط مِیکند، به کار رود و معناِی آن تغِیِیر نکرده باشد. براِی تبِیِین موضوع عرفِی در صورت مبهم بودن آن، به عرف رجوع و سعه و ضِیق حدود آن از عرف گرفته مِیشود (←عرف). (←موضوع)
موضوع لغوى
موضوع لغوِی: مقابل موضوع عرفِی و شرعِی.
موضوع لغوِی عبارت است از لفظِی که در همان معناِی لغوِی خود، موضوع حکم ِیا احکامِی واقع شده باشد؛ لِیکن اِین معنا در زمان کنونِی که مجتهد حکم را استنباط مِیکند، نزد عرف، متروک شده باشد؛ خواه خود لفظ نِیز متروک شده ِیا در معناِیِی جدِید به کار رفته باشد. در اِین صورت، مجتهد براِی آگاهِی از معناِی لغوِی، به قول لغوِی که کاربردهاِی پِیشِین اِین لفظ را نقل مِیکند، رجوع مِی نماِید.