فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٤
حج: پوشاندن سر در حال احرام (← احرام) بر مرد حرام است؛ لِیکن گذاشتن بند مشک بر سر، هنگام حمل آن استثنا شده است و اشکال ندارد. (٢)
اطعمه و اشربه: نوشِیدن آب از دهانه مشک مکروه است.(٣)
غصب: از اسباب ضمان، باز کردن سر مشک و رِیختن محتوِیات مشک به سبب آن است(٤) (← ضمان).
لقطه: برخِی قدما برداشتن مشک و مانند آن از ظرفهاِی آب که صاحبش آن را گم کرده است، حرام دانسته اند. (٥)
(١) فرهنگ بزرگ سخن واژۀ «مشک».
(٢) الدروس الشرعية ١/ ٣٧٩؛ مسالك الافهام ٢/ ٢٦٢ ؛ مدارک الأحكام ٧/ ٣٥٥.
(٣) وسائل الشيعة ٢٥/ ٢٦٤.
(٤) غنية النزوع / ٢٨١ ؛ جامع عباسِی / ٢٣٨ – ٢٣٩.
(٥) الكافى فى الفقه / ٣٥٠؛ مختلف الشيعة ٦/ ٩٠.
مشک
مُشک: ماده اِی خوش بو، گرفته شده از نافه آهو.
مشک عبارت است از ماده اِی با عطر نافذ و پاِیدار که از کِیسه اِی در زِیر پوست شکم نوعِی آهوِی نر به دست مِی آِید.(١)
از احکام آن در بابهاِی طهارت، صوم، حج و تجارت سخن گفته اند.
مشک پاک و خرِید و فروش آن صحِیح و جاِیز مِیباشد؛(٢) بلکه داد و ستد آن در نافه نِیز جاِیز است؛ هر چند باز نشود ِیا با داخل کردن نخ و مانند آن و بوِیِیدن، آزماِیش نگردد.(٣) البته گشودن آن مستحب است.(٤) از برخِی عدم جواز خرِید و فروش در صورت آزماِیش نکردن، نقل شده است. (٥) در حرمت ِیا کراهت خوش بو کردن بدن و کفن مِیت به غِیر کافور و ذرِیرہ(←ذرِیره) همچون مشک اختلاف است. (٦) مستحب است دعاِی جوشن کبِیر در ظرفِی با کافور ِیا مشک نوشته، سپس شسته و آب آن بر کفن مِیت پاشِیده شود.(٧) خوش بو کردن بدن و لباس با مشک و بوِیِیدن آن مستحب و نِیز استفاده از آن در غذا جاِیز است.(٨) بوِیِیدن مشک و سرمه کشِیدن با چِیزِی مشک آگِین بر روزه دار مکروه است. (٩)
استعمال عطر براِی مُحرِم حرام و موجب کفاره است. برخِی حکم حرمت را به بعضِی عطرها از جمله مشک اختصاص داده اند؛ (١٠)