فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٨٤
واجب است براِی سبک شدن، ابتدا غِیر جانداران و در مرحله بعد، در صورت نِیاز، حِیوانات به درِیا رِیخته شوند. (١١)
برخِی در وجوب انداختن مال خود به درِیا براِی نجات جان دِیگرِی اشکال کرده اند. (١٢)
٨. فردِی که براِی نجات جان خود ناگزِیر از خوردن غذاِی انسانِی دِیگر است، بر مالک آن واجب است غذا را به فرد مضطر ـ هر چند در ازاِی درِیافت بهاِی آن در صورت تواناِیِی وِی بر پرداخت قِیمت ـ بدهد و در صورت خوددارِی از دادن غذا، مضطر مِی تواند به زور متوسل شود و اگر مالک در دسترس نباشد، مضطر مِیتواند از آن غذا بخورد؛ هرچند ضامن قِیمت آن است(١٣) (←دفاع).
(١) توضِیح المسائل مراجع ٢/ ٦٠٤ – ٦٠٥.
(٢) ٦٠٥.
(٣) جواهر الكلام ٢٩/ ١٠٠.
(٤) توضِیح المسائل مراجع ٩٥٤/٢.
(٥) ١/ ٣٥٣ و ٢/ ٩١٩.
(٦) ٢/ ٩٥٢.
(٧) جواهر الكلام ١٦/ ٢٢٧.
(٨) توضِیح المسائل مراجع ٩٠٨/١.
(٩) العروة الوثقى ٤/ ٤١٧ –٤١٨.
(١٠) توضِیح المسائل مراجع ٢/ ٩٤٦.
(١١) مسالك الافهام ١٥/ ٣٨٣؛ مفتاح الكرامة ١٢/ ٧٩٧.
(١٢) جامع المقاصد ٥/ ٤٠٤.
(١٣) جواهر الكلام ٣٦/ ٤٣٢ – ٤٣٨.
نجاست
نجاست: پلِیدِی و ناپاکِی خاص؛ مقابل طهارت.
نجاست به فتح نون، اسم مصدر و در لغت به معناِی پلِیدِی و قذارت آمده است؛(١) لِیکن در عرف شارع و متشرعه، پلِیدِی اِی خاص است که مقتضِی وجوب اجتناب از آن در امورِ مشروط به طهارت، همچون خوردن، نوشِیدن و نمازگزاردن مِیباشد.(٢)
نجاست، وصفِی واقعِی و اصِیل است که مقتضِی حکم شارع به وجوب اجتناب از آن در امورِ مشروط به طهارت مِیباشد، نه حکمِی وضعِی و انتزاعِی از حكم تكليفي (حكم شارع به وجوب اجتناب از آن در امورِی مخصوص)، مانند شرطِیت، سببِیت و مانعِیت که بر گرفته و انتزاع شده از احکام تکلِیفِی اند.(٣) ظاهر کلام برخِی اِین است که نجاست، حکم وضعِی انتزاعِی از حکم شارع به وجوب اجتناب است. (٤)
برخِی گفته اند: در نجاسات، علاوه بر