فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٧٦
٧. بنابر قول برخِی، بدون غسل دفن شده باشد؛ (١٣) لِیکن جمعِی حکم به عدم جواز نبش قبر در اِین فرض کرده اند. (١٤)
برخِی مِیان صورت ترک غسل از روِی عذر شرعِی، همچون نبود آب و ترک آن بدون عذر شرعِی، از قبِیل غسل ندادن از روِی عصِیان و مانند آن، تفصِیل داده و در صورت دوم، جواز نبش را قوِی دانسته اند. (١٥)
٨. بنابر قول برخِی، به غِیر سمت قبله دفن شده باشد. (١٦)
٩. بنابر قول برخِی، بدون کفن دفن شده باشد.(١٧)
١٠. در مکانِی دفن شده باشد که موجب هتک حرمت مسلمان است، مانند دفن در قبرستان کفار ِیا محل رِیختن زباله ها و ِیا چاه فاضلاب.(١٨)
١١. بنابر قول برخِی، با تابوت دفن شده باشد. (١٩)
١٢. بنابر قول بعضِی، بدون اذن ولِی مِیت دفن باشد. (٢٠)
١٣. بنابر قول برخِی، مکان دفنش مغاِیر با محلِی باشد که وصِیت کرده است. (٢١)
١٤. در جاِیِی دفن شده باشد که بِیم بِیرون آوردن آن توسط درندگان ِیا دشمنان و ِیا سِیل مِیرود. (٢٢)
١٥. بنابر قول جمعِی، براِی جـا بـه جاِیِی مِیت به ِیکِی از مشاهد مشرفه(← مشاهد مشرفه). (٢٣) قول به عدم جواز نبش قبر در اِین فرض، به مشهور نسبت داده شده است. (٢٤) از برخِی قدما جواز انتقال مِیت از مکانِی که دفن شده به مکانِی دِیگر، در صورتِی که مصلحت در آن باشد، نقل شده است؛ (٢٥) چنان که ظاهر کلام برخِی دِیگر از آنان، کراهت جا به جاِیِی از قبرِی به قبرِی دِیگر است. (٢٦)
١٦. در صورت ضرورت نبش قبر ِیا تعارض حرمت نبش با امرِی مهم تر از آن، همچون خارج کردن بچه زنده از شکم مادرِی که دفن شده است. (٢٧)
(١) المعتبر ١/ ٣٠٨ ؛ نهاية الإحكام ٢/ ٢٨٠ ؛ جواهر الكلام ٣٥٣/٤؛ العروة الوثقى ٢/ ١٣٢.
(٢) جامع المقاصد ١/ ٤٥٢؛ کشف اللثام ٢/ ٤١٥؛ جواهر الکلام ٣٥٣/٤.
(٣) جواهر الكلام ٤/ ٣٥٤.
(٤) ٣٥٤؛