فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٩٩
واژۀ مناسک هر چند به لحاظ معناِی لغوِی آن در مطلق عبادات و طاعات کاربرد دارد، لِیکن در قرآن و به تبع در رواِیات و نِیز کلمات فقها به اعمال حج و عمره اختصاص پِیدا کرده است.(١)
(← حج) ( عمره)
(١) المفردات (راغب) و مجمع البحرين، واژه «نسک».
مُناضَله ← رماِیه
مَنافع کَسب ← ارباح مکاسب
منافق
مُنافِق: دو رو؛ تظاهر کننده به اسلام.
در فقه عنوان منافق بر کسِی اطلاق مِیشود که اسلام خوِیش را اظهار و کفر (←کفر) خود را پنهان مِیکند.(١) بنابر اِین، منافق در باطن به آنچه اظهار مِیکند، اعتقاد ندارد. در قرآن کرِیم آمده است: «(إذا جائَكَ المُنافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللهِ وَ اللهُ يَعلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُه و اللهُ يَشْهَدُ إِنَّ المنافِقِينَ لَكاذِبونَ)؛(٢) چون منافقان نزد تو آِیند، مِیگوِیند گواهِی مِیدهِیم که تو بِی تردِید فرستاده خداِیِی، و خدا مِیداند که تو بِی تردِید فرستاده اوِیِی و خدا گواهِی مِیدهد که به ِیقِین منافقان دروغ گوِیند».
جمعِی در مسئله نماز مِیت، منافق را به مطلق مخالف حق تعرِیف کرده اند و مقصود از مخالف حق را غِیر شِیعه دوازده امامِی از دِیگر فرقه هاِی مسلمان مِیدانند بنابر اِین، منافق، هر کس را که تظاهر به اسلام مِیکند و دشمن مذهب اهل بيت عليهم السلام است، دربر مِیگِیرد.(٣) برخِی نِیز در مسئله ِیاد شده، منافق را به ناصبِی (←ناصبِی) تعرِیف کرده اند.(٤) از آن به مناسبت در بـاب طهارت، صلات، تجارت و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.
در نماز بر مِیت مؤمن (شِیعه دوازده امامِی) پنج تکبِیر واجب است؛ لِیکن در نماز بر مِیت منافق -بنابر قول به وجوب نماز بر او ِیا در صورت تقِیّه، بنابر قول به عدم مشروعِیت نماز بر منافق ـ آِیا همچون مِیت مؤمن، پنج تکبِیر واجب است ِیا چهار تکبِیر؟ مسئله محل اختلاف است. مشهور مِیان متأخران قول دوم است. (٥)