فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٠٦
از مطهرات در باب طهارت سخن رفته و اقسام و احکام آن به تفصِیل در اِین باب آمده است.
تعداد مطهرات: شمار مطهرات در کلمات فقها به اختلاف آمده است: ده (٢) ِیازده،(٣) دوازده،(٤) پانزده،(٥) هِیجده،(٦) بِیست(٧) و بِیست و پنج.(٨) منشأ اختلاف ِیاد شده اِین است که برخِی فقها تعدادِی از مطهرات را در تعدادِی دِیگر مندرج کرده و از آنها به طور مستقل نام نبرده اند. به عنوان نمونه، برخِی انقلاب را از مراتب استحاله دانسته و عنوانِی مستقل براِی آن ذکر نکرده و از احکام آن تحت عنوان استحاله بحث کرده اند؛(٩) و ِیا اِین است که اساساً بعضِی موارد را خارج از موضوع مطهرات مِیدانند، مانند مطهرِیت شهادت براِی بدن شهِید که برخِی آن را در شمار مطهرات آورده اند؛ لِیکن برخِی دِیگر، شهادت را مانع تحقق نجاست دانسته اند، (١٠) نه مطهر بدن نجس؛ چنان که مطهر بودن بعضِی موارد از نظر برخِی دِیگر محل اشکال است، مانند مطهر بودن تِیمم بدل از غسل مِیت براِی بدن مِیت.(١١)
١.آب: از مهمترِین مطهرات، آب است؛ زِیرا ساِیر مطهرات، هر کدام بعضِی متنجسات را تطهِیر مِیکند؛ در حالِی که آب تطهِیر کننده هر متنجسِی است. (١٢) در حصول تطهِیر با آب، شراِیطِی معتبر است. بعضِی از اِین شراِیط براِی مطلق آب است؛ اعم از آب قلِیل و کثِیر و بعضِی اختصاص به آب قلِیل دارد. نوع نخست اِین شراِیط عبارت اند از:
الف. زوال عِین نجاست و اثر آن. مقصود از اثر نجاست، اجزاِی رِیز نجاست است؛ لِیکن بر طرف شدن دِیگر اَعراض نجاست، همچون بو، رنگ و طعم آن لازم نِیست.(١٣)
ب. مطلق بودن آب. بنابر اِین، با آب مضاف (← آب مضاف) ِیا آبِی که در اثناِی استعمال از اطلاق خارج و مضاف شده، طهارت حاصل نمِیشود. (١٤)
ج. پاک بودن خود آب، هرچند به حكم ظاهرِی. مقصود از طهارت، پاک بودن قبل از وصول به محل نجس است؛ بنابر اِین، نجس شدن آب هنگام رسِیدن به محل نجس زِیان بخش نِیست.(١٥)