فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٠٧
مِیزان الشمس ← اسطرلاب
مِیزبان ← مِیهمانِی
مِیسر
مَِیْسِر: قمار.
عنوان مِیسر در قرآن کرِیم در ردِیف خمر آمده و امرِی پلِید و از عمل شِیطان و عامل اِیجاد دشمنِی و کِینه مِیان مؤمنان و بازدارنده از ذکر خدا و نماز و نِیز گناه و زِیان بزرگ معرفِی شده است.(١) مِیسر به قمار تفسِیر شده است(٢) (← قمار).
(١) بقره / ٢١٩ و مائده/ ٩٠ – ٩١.
(٢) رسائل الشريف المرتضى ٤/ ١١٦ ؛ فقه القرآن ٢/ ٢٧٤.
مِیسم
مِِیسَم: ابزار داغ نهادن بر بدن حِیوانات(١) (←داغ).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) کتاب العين واژة «وسم» ؛ مسالك الافهام ١/ ٤٣٣.
مِیسور؛ قاعده ← قاعده مِیسور
مِیش ← گوسفند
مِیقات
مِیقات: مکان مُحرم شدن براِی حج ِیا عمره.
مِیقات از «وقت» در اصل، مِوْقات بوده، «و» تبدِیل به «ِی» شده و به معناِی مکانِی است که حاجِی ِیا عمره گزار در آنجا مُحرِم مِیشود.(١) از آن در باب حج سخن گفته اند.
تعداد مِیقاتها: در کلمات فقها، تعداد مِیقاتها به اعتبارات گوناگون، مختلف ذکر شده است. برخِی به اعتبار مکانهاِی مخصوص و معِین پنج و به اعتبار منصوص بودن شش مِیقات شمرده اند. برخِی با افزودن مکه و محاذات مِیقات، و نِیز فخّ نُه تا و بعضِی با اضافه کردن أدنَى الحِلّ، ده ميقات ذکر کرده اند. اِین اختلاف در تعداد، اختلاف جوهرِی و معنوِی نِیست و ثمرِی بر آن مترتب نمِی شود؛ بلکه تنها به لحاظ اختلاف در اعتبارها است.(٢) در ذِیل، به تفصِیل به تعداد مِیقاتها اشاره مِیشود.
(١) مکه: شهر مکه، ميقات حج تمتع است.(٣)