فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٢٥
برخِی گفته اند: در صورت صدق تسبيب، اعلام، واجب است، مانند اِینکه مِیزبان حوله نجس را در جاِیِی که حوله را براِی خشک کردن دست مِیگذارند، گذاشته باشد و مِیهمان نِیز پس از شستن دستهاِیش، آنها را با آن حوله نجس، خشک مِیکند. در نتِیجه، نجس شدن دست مِیهمان به مِیزبان استناد پِیدا مِیکند؛ چرا که او مسبب اِین کار بوده است. در چنِین فرضِی اعلام نجاست بر مِیزبان واجب خواهد بود؛ اما در صورت عدم صدق تسبيب، اعلام واجب نِیست؛ مانند جاِیِی که مِیهمان دستش را براِی گرفتن لباس دراز کند و بر حسب اتفاق با دِیوار نجس تماس پِیدا کند. (١٣)
هرگاه مِیزبان جلو مِیهمان غذاِیِی بگذارد، سپس علم به نجاست آن غذا پِیدا کند، آِیا بر او واجب است نجاست آن را به مِیهمان اعلام کند؟ بسِیارِی، به جهت صدق تسبِیب، اعلام را واجب دانسته اند. (١٤) روزه مِیهمان: بنابر قول جمعِی، روزه مستحب مِیهمان بدون اذن مِیزبان مكروه است. (١٥) اِین قول به مشهور نِیز نسبت داده شده است. (١٦) برخِی آن را غِیر جاِیز و باطل دانسته اند.(١٧) برخِی دِیگر، در صورت نهِی مِیزبان، حکم به عدم جواز و بطلان روزه کرده و افزوده اند: چنانچه بدون اطلاع مِیزبان روزه بگِیرد و از سوِی او نهِیِی صورت نگِیرد، مکروه است. (١٨) همچنِین روزه مستحب گرفتن مِیزبان بدون اذن مِیهمان مکروه است. (١٩)
کسِی که روزه مستحب گرفته است، در صورت دعوت مؤمن، اجابت وِی و افطار نزد او مستحب است؛ چنان که کتمان روزه اش مستحب مِیباشد. (٢٠)
زکات فطره مِیهمان: زکات فطره مِیهمان بر عهده مِیزبان است؛ لِیکن در اِینکه صرف صدق عنوان مِیهمان در وجوب آن بر مِیزبان، کافِی است ِیا صدق عرفِی عنوان عِیال بر مِیهمان شرط وجوب آن مِیباشد، اختلاف است (٢١) (←زکات فطره). در صورتِی که عنوان «ابن سبيل» (مسافر در راه مانده و نِیازمند) بر مِیهمان صادق باشد، دادن زکات به وِی از سهم ابن سبِیل جاِیز است؛ بلکه مِیزبان نِیز مِیتواند هزِینه هاِی انجام داده براِی وِی را بابت زکات حساب کند (٢٢) (←ابن سبِیل).