فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٢٢
رهن: بنابر دِیدگاه مشهور، گرو گذاشتن منفعت صحِیح نِیست؛ بلکه مال رهنِی باِید عِین باشد(٦) (← رهن).
صلح و شرکت: صلح بر عِین در ازاِی منفعت ِیا بالعکس، صحِیح است (←صلح)؛ چنان که مال مشترک نِیز مِی تواند عِین باشد ِیا منفعت، مانند اِینکه دو نفر با هم عِینِی را اجاره کنند.(٨)
اجاره: بنابر مشهور، اجاره عبارت است از تملِیک منفعت در مقابل عوض. البته منفعت باِید نزد عرف مالِیت داشته باشد که از آن به منفعت متقومه تعبِیر مِی شود(٩) (← اجاره).
وقف: چنانچه کسِی عِینِی را بر فرزندان و ِیا نِیازمندان از فرزندانش وقف کند، در صورت مطلق بودن وقف، مانند اِینکه خانه ِیا مزرعه و ِیا مغازه اِی را بر آنان وقف نماِید، موقوف علِیهم، مالک منافع آن مِیشوند و منافع حاصل از آن از طرِیق اجاره و مانند آن را مِیان خود تقسِیم مِیکنند؛ اما اگر وقف مطلق نباشد، بلکه مقِید به استفاده اِی خاص از عِین باشد، مانند اِینکه خانه را براِی سکونت در آن وقف نماِید، موقوف علِیهم مالک منفعت آن نمِی شوند؛ بلکه مِیتوانند تنها از آن استفاده خاص کنند. بنابر اِین، نمِی توانند آن را اجاره دهند.(١٠)
هبه: آيا هبه منافع صحِیح است ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است. برخِی صحِیح ندانسته اند؛ (١١) لِیکن بعضِی آن را صحِیح دانسته اند. (١٢)
وصِیت: در وصِیت تملِیکِی، آنچه بدان وصِیت شده (موصِی به) مِیتواند منافع ِیک شِیء باشد؛ خـواه وصيت محدود به مدتِی معِین باشد و ِیا داِیمِی و تا زمان وجود عين (١٣) (←وصيت).
نکاح: بنابر مشهور، تحلِیل کنِیز توسط مولا براِی دِیگرِی، تملِیک منفعت است (١٤) (←تحلِیل). برخِی گفته اند: تحلِیل، تملِیک منفعت نِیست؛ بلکه اباحه انتفاع است. (١٥) همان گونه که عِینِی را مِیتوان مهر قرار داد، منفعت آن را هم مِی شود مهر قرار داد.(١٦)
غصب: غاصب ضامن منافع عـيـن غصبِی است؛ چنان که ضامن عِین غصبِی مِی باشد (١٧) (←غصب).