فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٠٠
چنانچه بدن ِیا لباس نماز گزار آلوده به نجاست مغلظه باشد، نمازش صحِیح نِیست و اعاده نماز در وقت و قضاِی آن در خارج وقت واجب است؛ خواه با علم به نجاست نماز خوانده ِیا بنابر قول مشهور، از روِی فراموشِی خوانده باشد؛(١) لِیکن در فرض جهل به نجاست، آِیا اعاده نماز واجب است ِیا نه؟ مسئله محل اختلاف است. اکثر اعاده را واجب ندانسته اند. (٢)
(←نجاست)
(١) كشف اللثام ١/ ٤٤٩ – ٤٥٠.
(٢) قواعد الأحكام ١/ ١٩٤ ؛ منتهى المطلب ٣/ ٣٠٤ و ٣٠٥؛ مفتاح الكرامة ٣٠٩/١.
نجد
نَجد: سرزمِین نجد و نواحِی آن.
قسمت مِیانِی جزيرة العرب از شمال به جنوب که در شرق حجاز قرار دارد،(١) ابتداِی آن از طرف حجاز ذات عِرق است و آخر آن به عراق منتهِی مِیشود.(٢)
به مناسبت در باب حج آمده است. مِیقات اهل نجد عقِیق (←عقِیق) است (٣)
(←مِیقات).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) آثار اسلامِی مکه و مدِینه /٢٩.
(٢) مصباح المنير، واژه «نجد» ؛ الحدائق الناضرة ١٤/ ٤٣٦.
(٣) جواهر الكلام ١٨/ ١٠٢ - ١٠٤.
نجس
نَجس: عِین نجس (← نجاست)/ چِیز نجس شده با ملاقات عِین نجس (← متنجس).
نَجس الحُکم ← نجاست حکمِی
نجس العِین
نَجس العين: عين نجس.
عنوان نجس العِین بر عِین نجسِی که نجاستش ذاتِی است -و نه عارضِی ـ و شارع بر خود آن -قطع نظر از عوارض ـ حکم به نجاست کرده است، اطلاق مِیشود. مقابل آن، متنجس(← متنجس) قرار دارد. نجس العِین از حِیوان عبارت است از سگ و خوک؛ از انسان، کافر (←کفر) و از اشِیا، ادرار و مدفوع انسان و حِیوان حرام گوشت؛ منِیّ، خون، شراب (←خمر) و فقاع (← فقاع).
(←نجاست)