فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٠٥
به مردِی که بسِیار زن مِیگِیرد و طلاق مِیدهد، مِطلاق گفته مِیشود. از آن به مناسبت در باب نکاح و طلاق نام برده اند.
طلاق دادن همسر بدون علت مكروه است و مردِی که بسِیار طلاق مِیدهد، بنابر رواِیتِی، مبغوض خداوند است و خدا او را دشمن مِیدارد.(١)
پاسخ منفِی دادن به مطلاقِی که براِی خواستگارِی آمده، جاِیز است؛ اگر چه وِی در نهاِیت شرف و بزرگِی باشد. (٢)
(١) وسائل الشيعة ٢٢/ ٧- ٨.
(٢) ٩.
مُطَّلبِی ← بنِی مطّلب
مُطلَق ← اطلاق
مُطَلِّق ← طلاق
مُطلَق؛ آب ← آب مطق
مُطَلَّقه ←طلاق
مطوعه
مُطَّوِّعَه: مقابل مرتزقه.
عنوان فوق بر مجاهدان غِیر سازمانِی اِی که هنگام نِیاز و فراخوانِی با مِیل و رغبت خود به جبهه مِی روند، بدون آنکه حقوق بگِیر بِیت المال باشند، اطلاق مِی شود، مقابل مرتزقه(١) (← مرتزقه).
(←مجاهد)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) المهذب ٣٢٧/١ ؛ نهاية الإحكام ٢/ ٣٩٤.
مطهّرات
مُطَهِّرات: پاک کننده ها.
مطهِّرات جمع مُطَهِّر و عبارت اند از چِیزهاِیِی که اشِیاِی نجس و پلِید را پاک مِیکنند، مانند آب که اشِیاِی نجس با آن پاک مِیشود و زمِین که با راه رفتن روِی آن ته کفش و مانند آن پاک مِیگردد.
عنوان مطهرات به صورت جمع، در کلمات فقها در آنچه سبب تطهِیر نجس است به کار مِیرود، اما عنوان مفرد آن (مطهر) در معناِی اعم؛ ِیعنِی بر طرف کننده خَبَث (نجاست) و حَدَث (←حدث) و نِیز قذارت و پلِیدِی معنوِی که مانع انجام عباداتِی چون نماز مِیشود، به کار مِی رود؛(١) چنان که کاربرد عنوان طهارت نِیز -که رِیشه مطهرات مِی باشد ـ معناِی اعم است(← طهارت).